تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
بارى سبحان نكرده هيچ كس را موعظت * مثل اين قرآن مزل از طريق موهبت چونكه قرآن ريسمان محكم است و استوار * هر كه بر آن چنگ زد باشد هميشه پايدار جاودان در آن بهار قلب غوغا مىكند * ديدهء معنى به گلهايش تماشا مىكند ( چشمه‌هاى علم و دانش در خلال آن زلال * غنچه‌هاى حلم و حكمت در منابر « 1 » در كمال ) چشمه‌هاى علم از هر جا جهيدن مىكنند * زهره‌هاى « 2 » حلم از هر سو دميدن مىكنند ( پس بهار آن كند انديشه‌ها را بارور * منبع علم است آيات كرام و معتبر ) مىدهد افكار را از رنگ حرمان صيقلى * مىكند انديشه‌ها را با معارف منجلى ( 23 ) گرچه آن يادآوران رفتند و جمعى عاملان * جاى آنها مانده‌اند افراد ناسى حاملان گر شما را در عقيدت هست پاى اهتمام * باز محكم مىكنيد از نو قوام انسجام هر كجا نيكى بود يارى كنيد و نصرتى * گر شما را هست بر امداد و يارى همّتى ور بدى باشد از آن دورى كنيد و اجتناب * ضمن آن اين گونه فرموده رسول مستطاب ( ع ) يابن آدم اعمل الخير هر آنچه ممكن است * شرّ را ول كن و گرنه بر وجودت موهن « 3 » است ( گر شما را نيست اندرز و نصيحت سودمند * لا اقل خيرات را بر خود گماريد ارجمند ) ( امر و نهى دين خود را محترم داريد چند * تا مبادا بشكنيد آئين بيعت را زبند )
( قسمتى از همين خطبه كه امام ( ع ) بحث را از ظلم سه‌گانه به ميان آورده‌اند )
( 24 ) ظلمها كلّا سه نوعند ، از طريق بندگان * ظلم بنده بر خدا و نفس خويش و ديگران اوّلى ظلمى كه بخشوده نگردد هيچ‌گاه * آن همانا ظلم شركست از جهالت بر إله ( جرم شرك از قول ايزد جرم نابخشودنى است * سورهء زن بر چنين گفتار شاهد بودنى است ) « 4 » دوّمى ظلمى كه بنده كرد روى اختيار * جملتا بخشوده مىگردد ز سوى كردگار
هامش
( 1 ) بالاى درختان ( 2 ) شكوفه ( 3 ) سست كننده ( 4 ) سورهء نساء ، آيهء 48 ،إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ