تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
آنچه را كه او حلالش مىشمرده پارسال * طبق حكم ايزدى امسال باشد هم حلال ( حرمت و حليّتى كه بر اساس سنّت است * هر زمان بىعيب و نقصان در كمال قوّت است ) در حرام شرع نيز اين حكم جارى صادق است * شاهد اين قول ، آيات كتاب ناطق است بدعتى هرگز نگرداند بعنوان ، در مثال * يك حلالى را حرام و يك حرامى را حلال پس حلال آنگه صحيح است و حرام آنگه بجا * كز خدا باشد براى بندگانش اقتضاء ( 20 ) كارها را كرده‌ايد از روى تمرين استوار * ( حقّ و باطل ، زشت و نيكو را نموديد آشكار ) پندها آموختيد از نسل پيشين بهر خويش * مر شما را تا زدند امثال نيكو هر چه بيش اين مثلها جملگى در متن آيات آمده * ( در خصوص امتياز حق ز طامات « 1 » آمده ) سوى امر روشن اسلام پاك و سرمدى * سر بسر دعوت شديد از التفات ايزدى وقت احراز چنين امثال كس اعمى « 2 » نبود * جز كسى كه ديدهء تحقيق در او كور بود كر نبوده هيچ گوش از استماع اين خبر * جز كسى كه گوش استسماع در او بود كر ( 21 ) آن كسى را كه خدا نفعى نداده با بلاء * هيچ اندرزش نكرده از گرفتارى رها ( چونكه تأثير بلا و آزمايش در امم * بيشتر باشد ز تأثير مواعظ رويهم ) پس چنين كس را بلاهاى پياپى مىرسد * پيش رويش نقص جان و مال ، هى هى مىرسد در پى طغيان بىحدّ و گناه بىشمار * مىرود از وى كمال نفس و رنگ اعتبار تا كه داند زعم خود معروفها را ناپسند * عكس اين معنى كه داند زشتها را ارجمند
فانّ النّاس رجلان متّبع شرعة و مبتدع بدعة . . . مردمان بر دو دسته تقسيم شده‌اند : 1 - پيروان شريعت 2 - بدعت گذاران
( 22 ) مردمان هستند جمله بر دو دسته منقسم * هر دو دسته منفى و مثبت جدا و منسجم قوم مثبت تابع شرعند و بر آن متّبع * قوم بعد ، آنان كه بر نوآوريها مبتدع قوم منفى را دليلى نيست بهر ادّعا * از نبىّ اكرم ( ص ) و آيات وحى و از خدا
هامش
( 1 ) سخنان بيهوده ( 2 ) كور