آنچه را كه او حلالش مىشمرده پارسال * طبق حكم ايزدى امسال باشد هم حلال
( حرمت و حليّتى كه بر اساس سنّت است * هر زمان بىعيب و نقصان در كمال قوّت است )
در حرام شرع نيز اين حكم جارى صادق است * شاهد اين قول ، آيات كتاب ناطق است
بدعتى هرگز نگرداند بعنوان ، در مثال * يك حلالى را حرام و يك حرامى را حلال
پس حلال آنگه صحيح است و حرام آنگه بجا * كز خدا باشد براى بندگانش اقتضاء
( 20 ) كارها را كردهايد از روى تمرين استوار * ( حقّ و باطل ، زشت و نيكو را نموديد آشكار )
پندها آموختيد از نسل پيشين بهر خويش * مر شما را تا زدند امثال نيكو هر چه بيش
اين مثلها جملگى در متن آيات آمده * ( در خصوص امتياز حق ز طامات « 1 » آمده )
سوى امر روشن اسلام پاك و سرمدى * سر بسر دعوت شديد از التفات ايزدى
وقت احراز چنين امثال كس اعمى « 2 » نبود * جز كسى كه ديدهء تحقيق در او كور بود
كر نبوده هيچ گوش از استماع اين خبر * جز كسى كه گوش استسماع در او بود كر
( 21 ) آن كسى را كه خدا نفعى نداده با بلاء * هيچ اندرزش نكرده از گرفتارى رها
( چونكه تأثير بلا و آزمايش در امم * بيشتر باشد ز تأثير مواعظ رويهم )
پس چنين كس را بلاهاى پياپى مىرسد * پيش رويش نقص جان و مال ، هى هى مىرسد
در پى طغيان بىحدّ و گناه بىشمار * مىرود از وى كمال نفس و رنگ اعتبار
تا كه داند زعم خود معروفها را ناپسند * عكس اين معنى كه داند زشتها را ارجمند
فانّ النّاس رجلان متّبع شرعة و مبتدع بدعة . . . مردمان بر دو دسته تقسيم شدهاند : 1 - پيروان شريعت 2 - بدعت گذاران
( 22 ) مردمان هستند جمله بر دو دسته منقسم * هر دو دسته منفى و مثبت جدا و منسجم
قوم مثبت تابع شرعند و بر آن متّبع * قوم بعد ، آنان كه بر نوآوريها مبتدع
قوم منفى را دليلى نيست بهر ادّعا * از نبىّ اكرم ( ص ) و آيات وحى و از خدا
هامش
( 1 ) سخنان بيهوده
( 2 ) كور