( 16 ) بر حذر باشيد از تغيير وضع خلق و خو * وانگهى كه خوبها بد باشد و بدها نكو
( گر بياميزند با هم راستگوئى و نفاق * در نهاد و وضع يك ملّت چه افتد اتّفاق ) ؟
پس بترسيد از شكست خويهاى دلپسند * يك سخن گوئيد با هم تا كه باشيد ارجمند
مرد بايد كه نگه دارد زبان خويشتن * حيف مىباشد زبان بى جا گشودن بر سخن
اين زبان بر صاحب خود همچو اسب سركش است * چون عنانش را رها سازى بمهلك دركش است
من كه و اللّهى نديدم مؤمنى را رستگار * جز كه هنگام تكلّم بر زبانش پاسدار
( 17 ) پس زبان مؤمن فرزانه باشد پشت دل * گفتنىها را كند روى تأمّل منتقل
در منافق ليك اين حالت خلاف مؤمن است * قلب بىتوفيق او پشت زبانش ساكن است
چونكه مؤمن در كلام خود تامّل مىكند * خير گفتن را براى خود تقبّل مىكند
بر خلاف وى منافق هر چه آيد بر زبان * در بيان آرد نداند كه صلاح است يا زيان
و لقد قال رسول اللّه ( ص )
( 18 ) گفت ما را آن رسول خاتم و خير الوراء * باعث اين خلقت عظمى و ختم الانبياء
بنده را هرگز نباشد سوى ايمان دسترس * غير از اين كه استوار آيد دل او از هوس
قلب او هرگز نگردد مستقيم و استوار * جز كه باشد زشتگوئى از زبانش بر كنار
( چون زبان آئينهء قلب است يعنى ترجمان * قدرت و بنيان هر دل بسته باشد هر زبان )
پس كسانى از شما مشمول لطف ايزدند * كز دماء و مال غيرى دست خالى آمدند
گر كسى خواهد ملاقات خداى لا يزال * لازم آيد كه چنين آماده باشد بر مآل « 1 »
پاك باشد دست او از خون و مال غير خود * بر شئون كس نتازد بر صلاح و خير خود
( قسمتى از همين خطبه كه در آنجا بويژهگىهاى ديگر مؤمن اشارت فرموده است )
( 19 ) پس بدانيد از خصوصيّات مؤمن چند چيز * ( تا به كار آيد شما را روز سخت رستخيز )
هامش
( 1 ) بازگشتگاه