استعانت ، در گرفتارى ز قرآن لازم است * ( بر كسى كه در مسائل هوشيار و حازم است )
چون كه در قرآن شفاى دردهاى مهلك است * مثل غىّ و كفر و الحاد و نفاق و ذالك است
( 9 ) پيروى از آن كنيد و استعانت از خدا * از طريق دوستى باشيد با او آشنا
پس ندانيدش بعنوان وسيله از عباد * چونكه آنها نيز بر آن مىنمايند اعتماد
( 10 ) در قيامت آن كتاب وحى منزل شافع است * شافعى كه عزم و قصد او قبول و جامع است
راست گفتاريكه گفتارش گواهى مىشود * طبق گفتارش ز مردم داد خواهى مىشود
هر كه را قرآن شفاعت كرد ، آرى مقبل است * و ان كه را كه زشت داند ، شرمسار و خاذل است
( 11 ) مىرسد بانگ منادى بر همه ، يوم التّناد * كاين همانا وعده گاهى باشد و يوم الحصاد
هر كسى در عاقبت بر كشتهء خود مبتلاست * جز كسى كه كشتهء او آيههاى دلگشاست
پس شما ابدان خود را زارعان آن كنيد * با وجود و پيكر خود كسب امن جان كنيد
پس ز قرآن متّهم باشند اين انديشهها * چونكه مشهود است آنها را توان و ريشهها
پيش قرآن كلّ اهواء بر خيانت منتسب * ادّعاهاى غلط در پيش رويش بىسبب
در اين قسمت به پندهاى شيرين و اندرزهاى دلنشين اشاره مىفرمايد .
( 12 ) كار نيكو بايد و بر كم نشايد اكتفاء * استقامت لازم آيد تا بحدّ اقتضاء
در امور دين خود همواره باشيد استوار * در سبيلى كه ز آثام « 1 » و كبائر « 2 » بر كنار
بعد از آن صبر و شكيبائى ببايد در ميان * داستان اجتناب از نفس با آن توأمان
عمرتان را حدّ پايان است و مرز انتها * راهتان را نقطهء ختم است و وقت انقضاء
نقطهء پايانى آن ختم گردد بر بهشت * مرد عاقل اين سعادت را ز دست خود نهشت
مر شما را پرچمى هست و نشانى چون نبى * ( هاديانى - مرشدانى - اوصيائى - مكتبى )
هامش
( 1 ) گناهان
( 2 ) گناهان كبيره