غير از اينكه مىشوند از نفس امر بدگمان * عيبجوئى مىكنند از آن جموح « 1 » بىعنان
مىشوند افزون طلب از او ز آنچه كرده است * از همان طاعت كه از خلّاق عالم برده است
( 6 ) در تأسّى بر كسانى كه گذشتند از جهان * مر شما را سعى بايستى مقابل با توان
پس شويد همچون كسانى كه از اين دار فنا * در گذشتند و گرفتند گوى سبقت از شما
خيمه بركندند بعد از عمر كوتاه از جهان * مثل اينكه بامدادان خيمه بندد كاروان
اين جهان و زندگى را يكسره ول كردهاند * در تشابه كوچيان طىّ منازل كردهاند
( قرآن يعنى گنج پايان نصيحت و بحر بيكران سعادت )
( 7 ) پس بدانيد اينكه قرآن مر شما را ناصح است * از خيانت شمّهاى در او نباشد ، صالح است
ناصحى كه با نصيحت رهنمائى مىكند * بر عليه گمرهىها رهگشائى مىكند
ناطقيكه قول او پاك و منزّه از دروغ * تك تك آيات او انگيزه باشد بر فروغ
كس نشد با اين كتاب آسمانى همنشين * يا كه نشنيد از لسان او كلام دلنشين
غير از اينكه از برش برخاست شاد و رستگار * يا كه گمراهى او كم گشت و حتّى بر كنار
واژهء انديشه در قرآن تدبّر كردن است * يا بتعبير دگر ( ناهى ) تفكّر كردن است
و اعلموا انّه ليس على احد بعد القرآن من فاقة . . . و بدانيد كسى را بعد از قرآن ( تدبّر در آن ) نيازمندى نيست .
( 8 ) هر كه در قرآن تدبّر كرد و انديشيد راست * نيست بر او فقر و فاقه ، در رديف اغنياست
بىمحابا گر زند احكام آن را پشت پا * بعد از آن ديگر نخواهد ديد مشتى از غنا
( زخمهاى خويش را با آن ببخشيد التيام * چونكه بهبودى به آن را خود نموده التزام )
دردهاى كهنه را از جهل و شرك و افتراق * چاره با قرآن كنيد و دور باشيد از نفاق
هامش
( 1 ) اسب سركش