( مىتوانم با خبر سازم شما را از ضمير « 1 » * از تولّدگاه تا پايان كار و مرگ و مير )
( هر چه داريد از عواطف « 2 » هر چه داريد از رخا « 3 » * هر چه داريد از منيّت هر چه داريد از خطا )
سرگذشتى را كه داريد از ورود و از خروج * سرنوشتى را كه داريد از خروج و از ولوج « 4 »
ليك مىترسم كه در من كفر ورزيد آشكار * بر عليه حضرت احمد ( ص ) رسول كردگار
يا مرا برتر بدانيد از مقام آن جناب * حال آنكه علم من عطف است بر آن مستطاب
الا و انّى مفضيه الى الخاصّة ممّن يؤمن ذالك منه . . . من بخواصّ خود اين اخبار را خواهم رسانيد .
( 4 ) با خبر باشيد من خواهم رسانيد اين خبر * بر تمام لشكر و اصحاب زبده « 5 » سر بسر
مر خدا را مىكنم سوگند روى اعتقاد * آن خدائى كه پيمبر را گزيده بر عباد
اين سخن هرگز نگويم جز ز روى راستى * بهر آن كس كه ندارد در صداقت كاستى
( 5 ) پس خبر داده برايم آن رسول مستطاب * امر دين و دهر را با كلّ اخبار آن جناب
مهلك « 6 » آن كس كه دامنگير گردد در عذاب * همچنان منجاى آن را كه رهيده از عقاب
از امور اين خلافت ز ابتداء و عاقبت * و ان چه را كه بر سرم آيد ز شرّ و عافيت
چيزى از اخبار اين عالم نمانده تا مگر * بر دو گوش من رسانده آن رسول دادگر
( 6 ) مر خدا را باد سوگند آن خداى انس و جان * عامل گفتار خود هستم شما را پيش از آن
مر شما را آنچه از طاعات و ايمان گفتهام * در قفا قبل از شما خود درّ آن را سفتهام
وانگهى كه منع مىدارم شما را از گناه * پيشتر خود امتناع مىورزم از آن اشتباه
آنچه از فرمايش مولا بنظم آوردهاى * ( ناهيا ) خود نيز آيا گوى سبقت بردهاى ؟
پايان خطبهء 174
هامش
( 1 ) دل و درون دل
( 2 ) عاطفهها
( 3 ) خوشى
( 4 ) داخل شدن
( 5 ) انتخاب شده
( 6 ) هلاكتگاه