( 6 ) برگزيد آنگه كه افساد و تباهى اوج داشت * فتنههاى خانمانكش همچو دريا موج داشت
ريسمان اعتقاد و دين و ايمان پاره بود * ( تار و پود پردهء تقوا و ايقان پاره بود )
پايههاى اعتقادى انكسار و لرزه داشت * بين ايشان ، اختلاف كار دين آوازه داشت
كار دين و شيوهء احكام درهم بود سخت * وضع آئين ، در ميان خلق بر هم بود سخت
راه بيرون گشتن از آن فتنههاى جانگداز * كس نمىپنداشت هرگز روى آن افراد باز
بر رخ آن تودهها راه هدايت بسته بود * لحظه لحظه بر پرستشهاى بى جا مىفزود
آنگاه كه وسيلهء هدايت و ارشاد تضعيف شد ديگر انصار خدا كاهش مىيابد و اعوان شيطان افزايش مىپذيرد ، آنجاست كه عقايد ، در دستخوش هواها قرار گيرد و امال و اميال بر قلوب تسلّط يابد .
( 7 ) ( باز بود از هر طرف باب ضلالت در جهان ) * رفته بود آثار ارشاد و هدايت از ميان
كورى و گمراهى و افساد ، افزون مىنمود * معصيت مىشد فراوان بر خداوند و دود
( در صدور خلق اخلاق رذيله ريشه كرد * ديو تخدير و جهالت بر فضايل تيشه كرد )
كار ايمان ، در دل ياران به خذلان دركشيد * ( جغد ويرانى ، در ايوان ديانت آرميد )
گشت ويران پايههاى دين و ايمان يكسره * منهدم شد ساختار عهد و پيمان يكسره
و اطاعوا الشّيطان فسلكوا مسالكه .
آن زمان كه اختيار مردم در دست شيطان است ، فعل او متبوع است و قول او مسموع
( 8 ) تابع اهواء شدند و پيرو ديو رجيم * منحرف گشتند و بيرون از طريق مستقيم
در ره بيراههء شيطان ، قدم برداشتند * بار دستورات او را دمبدم برداشتند
از قنات و چشمهء او آب نوشيدند بس * از زبانش همچنان فرمان نيوشيدند ببس
امر او را با نشاط دل پذيرفتند خوش * در پى آمال و اميال دغا ، رفتند خوش