( تا بدين ترتيب بر مردم هزاران حيله بافت ) * كار او با نصرت و امداد ايشان اوج يافت
( بيرق الحاد را بر آسمانها برفراشت * خلق را با مكر و نيرنگ ، از هدايت بازداشت )
( 9 ) فتنه راه انداخت و با آن گشت تالان نيك و بد * ( آنچنان كه محو مىگردد ضعيفان با لگد )
جملگى بودند در چنگ جهالت مبتلاء * در كمند و چنبر كفر و ضلالت مبتلاء
محلّ آن فتنههاى خانمان سوز كه همه را سرگردان و حيران و گرفتار كرده بود ، بهترين مكان دنيا ( مكّهء معظّمه ) و در ميان بدترين همسايههاى ( اهل مكه ) بود آن چنان نار فتنه در جامعهء آنها شعلهور بود كه دود حاصله از ان صفحهء روزگارشان را سياه كرده بود .
( 10 ) آن مكانى كه در آنجا فتنهها ره مىگشود * بهترين جاى جهان شهر شريف مكّه بود
بر چنين شهر شريف همسايگانى پست بود * ( داشتند آموزش درس تعصّب از ثمود )
سرمهء چشمان ايشان ، گريه بود و اشكتر * ( استراحت داشت در آن قوم ، معناى دگر )
خوابشان بيخوابى و رفتار ايشان ، حمله بود * ( بهرشان در فتنهانگيزى تشدّد ميفزود )
عالمان بودند در آنجا ذليل و پايگير * جاهلان بىبند و بار و فتنهجو و مشت گير
( قسمتى از همين خطبه دربارهء كمال آل محمّد صلى اللّه عليه و آله ) خورشيد منير كمال آل محمّد ص در آسمان منيع منطق ولايت ميدرخشيد .
( 11 ) آل پيغمبر نگهدارندهء اسرار اوست * ملجأ فرمان او و مأمن افكار اوست
( آنچه را كه رأى فرموده به امر ايزدى * با صلاحيّت به آن دادند نقش سرمدى )
گنج و نور دانشند از حق براى آن وجود * معدن علمند در دنيا ، بجاى آن وجود
مرجعند از حق ، به حكمتهاى ناب آن جناب * ( در سؤال هيچ پرسنده ، نمانند از جواب )
در طريقت ، حافظ قرآن و سنّت بودهاند * ( پيشرو در علم و استدلال و حكمت بودهاند )