كوههاى دين و آئين رسول اكرماند * بادهاى عاصف و قاصف از آنها ميرمند
از تزلزل باز ميدارند آن را هر زمان * تا جهان باقيست نام آن عزيزان جاودان
( 12 ) پشت خود را راست فرمود آن رسول با وفا * با وجود آن امامان عزيز و خوش لقاء
زخمهاى دين آن پاكيزه خوى نيكنام * يافت با آن خدمت ناب ائمّه التيام
( تقويت گرديد اسلام و معارف در جهان * زانكه اوّل بود از بنيان ، ضعيف و ناتوان )
زرعوا الفجور و سقوه الغرور و حصد و الثبور . . .
قسمتى از خطبهء 2 درباره كسانى كه دست از حقّ برداشتند و راه باطل را به خود بگماشتند و تخم نافرمانى را در مزرعهء قلوب خود كاشتند و از چشمهء غفلت و غرور آب دادند .
( 13 ) كاشتند اهل فجور ، اندر صدور و اشقياء * بذر نافرمانى و تخم تمرّد بر خدا
آنچه را كه كشته بودند آب دادند از غرور * حاصل آن ، خرمنى گشت از هلاكت در صدور
پس هماى بخت را دادند از كف رايگان * ( آن فضاحت بهر آنمردم بس آيد در جهان )
( اهل بيت ، امّا كسان را رهنمائى ميكنند * از ثبور « 1 » و كفر و بدبختى رهائى ميدهند )
( مينمايانند برايشان طريق راست را * رفع ميدارند همچون اعوجاج و كاست را )
( 14 ) هيچ كس با اولياء همتا نباشد در قياس * و آن كسى كه علم از ايشان اخذ كرده از اناس
اهل عالم ميدانند كه در رفعت كمالات علميّه و عمليّه بپايهء آل محمّد ص نميرسند . پس چرا بعضىها خود را به ايشان ترجيح داده مردم را بسوى خويش ميخوانند در حالى كه آل محمّد عليهم السّلام اساس دين و ستون ايمان و يقين مىباشند .
( 15 ) دين احمد را اساس و پايه ، آل احمد است * ( مكتب اسلام را سرمايه ، آل احمد است )
هامش
( 1 ) ثبور هلاكت