( 4 ) ايّها المخلوق بىنقص و سوىّ الاعتدال « 1 » * ( اى در اين دنياى خاكى خلق گشته از سفال )
اى پديدار آمده ، محفوظ بوده در شكم * ( اندرون پردهها بستر گشوده در شكم
در رحم پنهان شده در كنج ظلمت جازده * در مشيمه « 2 » پيچ خورده دست و پايش تازده
خلق گشتى ابتداء ، از گل ز لاى كوهسار * بعد از آن نه ماه ماندى در مقرّ استوار
( ماندن اين قدر معلوم اندرين آرامگاه * بهر تحكيم وجودت بود تا چندى بگاه )
طىّ اين مدّت كه آن را پشت سر بگذاشتى * در درون بطن مام خويش جنبش داشتى
چون جنين بودى ، بسى بودى ضعيف و ناتوان * بر صدا پاسخ نميدادى شنيدن همچنان
( 5 ) بعد از آن خارج شدى از آن مقرّ و تنگنا * برديارى كه بدان هرگز نبودى آشنا
آشنا ، هرگز نبودى بر سبيل نفع آن * ناتوانتر بودى از اقبال « 3 » شرّ و دفع آن
كى شد آخر مر ترا در اين سراچه رهنمون ؟ * تا برون كردى لبن « 4 » از دوش مادر اندورن
كى ترا واقف نموده وقت حاجت بر نياز * ( زين همه علم و دليل آيا نكردى كشف راز ) ؟
( 11 ) اى بسا دور است پى بردن بكنه كردگار * تا طبايع را قرار است و جهانرا اعتبار
چون كسى كه از تميز هيأت « 5 » خود عاجز است * از تميز ذات بىنقصان خالق اعجز است
و آن كه از اعجوبههاى اين طبيعت خامد « 6 » است * با چه عنوان بر شگفتىهاى ايزد وارد است
يا على ( ع ) وقت است ( ناهى را ) پناهى گسترى ) * از تباهى سوى عرفان سجده گاهى گسترى
عليك الفضل الصلوات يا امير المؤمنين پايان خطبهء 162
هامش
( 1 ) مستوى الخلقه
( 2 ) بچّه دان
( 3 ) روى آوردن
( 4 ) شير
( 5 ) اندام
( 6 ) راكد