تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩

خطبهء 162 از خطبه‌هاى آنحضرت ( ع ) در ذكر بعضى از صفات خداوند جلّ شأنه

( 1 ) حمد بىحدّ و بىنهايت بر خداى مستعان * ناصر ره ماندگان و ياور درماندگان ساطح روى زمين و مالك اين خاكدان « 1 » * خالق نهر روان و آب جارى روى آن آنكه جارى مىكند آب گوارا در نشيب * در بساط ارض روياند جنان دلفريب ( 2 ) اوّلش را نيست هرگز مبدئى و ابتداء * آخرش را نيست همچون انتها و انقضاء ( ابتداء و انقضا معطوف باشد بر امم * و آن چه مسبوق آمده بر انهدام و بر عدم ) اوست اوّل ، چون ز هر اوّل قديم و اقدم است * اوست آخر ، چون زهر آخر اخير و اختم « 2 » است پيش او پيشانى كلّ خلايق در سجود * ( قامت ايشان بسويش در قيام و در قعود ) ذكر او گويند لبها جمله با هم همصدا * ( نام او خرانند ، با هم جنّ و انسان در ثنا ) حدّ اشياء را مشخّص كرد و وضع انسجام * تا كه خود ممتاز باشد از شباهت وجه تام
( خداوند هرگز برو هم نيايد و از تشبيه و تمثيل مبرّ است )
( 3 ) پس حدود كلّ اشياء و نظام اين جهان * ( مىنماياند كه مانندى نباشد بهر آن ) عقل‌ها او را نمىسنجند هرگز با حدود * منزوى شد جملهء انديشمندان در ورود ( چون كه او را نيست ابعادى بسان كائنات * تا كه محصور آيد و محدود همچون ممكنات ) ( و هم بر او ره نيابد عقل و عرفان همچنان * با قواى ظاهريّه مىنگردد درك آن ) ( 4 ) مىنشايد گفت او را از چه وقتى بوده است * عاجزند از درك اين مطلب رجال حق پرست
هامش
( 1 ) دنيا ( 2 ) آخرين