تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
( گر چه در اين رهگذر غصب خلافت داشتند * ليك چون تو ، در شريعت بدعتى نگذاشتند ) حال آنكه از جهاتى بر پيمبر ( ص ) اقربى * ( از لحاظ صهر و دامادى قريب منسبى ) دخترانى از پيغمبر داشتى در اختيار * ليك آنها را نبود اين جايگاه و افتخار ( 4 ) در خصوص خود بترس از كردگار منتقم * ( منكسر باشى و مغبون گر نباشى منسجم ) نيستى گمراه تا باشم برايت رهگشا * نيستى نادان كه تا باشم برايت رهنما بر مسائل واقفى داريم بر آن اعتراف * در عمل امّا ضمانت مىنمائى بر خلاف راه احكام خدا بوده هميشه آشكار * رايت آئين و دين باشد هماره استوار ( 5 ) پس ( اگر در غفلتى ) آگاه باش و هوشيار * يعنى آنچه بر تو مىگويم بدقّت گوشدار بين عبّاد « 1 » افضل و برتر ، امام عادل است * كاو هدايت پيشه و از او هدايت حاصل است آن كسى كه بدعت از دين خدا برداشته * سنّت پيغمبرش را نيك بر پا داشته چون كه بدعتها عيان است و نشانش آشكار * همچنين هر سنّتى دارد نشانى پايدار گر كنى انديشه از روى تعقّل در امور * قطع مىگردد بدستت پاى ظلم و دست زور
و انّ شرّ النّاس عند اللّه امام جائر ضلّ و ضلّ به . . . بدترين مردم پيشواى ستمكار است . خطابه و موعظه امام در مورد عثمان همچنان ادامه دارد
( 6 ) بدترين مردم خدا را پيشواى ظالم است * گمره و گمره كننده زشتكار و مجرم است سنّت مأخوذه را از بن نمايد تار و مار * بدعت متروكه را از نو نمايد پايدار ( حقّ را مسدود كرده باز دارد از رواج * ليك باطل را رساند بر رواج و ابتهاج ) ( 7 ) من شنيدم اين سخن را از رسول نازنين * آن چه در مفهوم و معنا دلپذير و دلنشين در خصوص رهبر جائر بفرمود آشكار * كآن فرو مايه ندارد روز محشر هيچ يار مىرود در نار دوزخ شرمگين و روسياه * آنگهى كه نيست او را دستگير و خيرخواه
هامش
( 1 ) جمع عابد