تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
چون يقين داريد كز دنيا جدائى مبرم است * ثروت آن بىدوام و لذّت آن يكدم است پس بترسيد از فريب دهر و نفس بىلجام * همچو ترس ناصح معصوم و مشفق چون امام ( ع ) ( 12 ) پس بگيريد عبرت از پيشينيان خاكپوش * زانكه زائل گشته از ايشان زبان و چشم و گوش داده‌اند از كف سرور زندگى و سرورى * حذف شد از چهرهء ايشان نشاط برترى ( 13 ) قرب ايشان با زن و فرزند و قوم و اقرباء * شد مبدّل بر فراق و دورى بىانتهاء نيست ديگر صحبت از فخر و تناسل در ميان * مىنيايد خاطرات همنشينى بر ميان ( 14 ) پس بترسيد از چنين گفتار نيكو چون كسى * كز طريق عقل غالب شد بنفس خود بسى يا كسى كه عقل خود در كار گرد و هوش را * تا بداند موضع سود و زيان خويش را يا كسى كه شهوتش را پيشگير و مانع است * عقل خود را ناظر و بر نفس دونش رادع « 1 » است چون امور دين و آئين آشكارا واضح است * رايت « 2 » افلاح ، پيش ديدگان مفلح « 3 » است بر شما روشن شده راه رهائى از عذاب * راه مرضاة خداوند و رسول مستطاب گرچه ( ناهى ) نيست در مشكات « 4 » شمع توضياء * روشنى مىگيرد امّا از منار مرتضى ( ع )
پايان خطبهء 160
هامش
( 1 ) مانع ( 2 ) پرچم و درفش ( 3 ) رستگار ( 4 ) شمع دان
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 576 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى