خطبهء 161
از فرمايشات آن حضرت در صفّين بيكى از اصحابش كه از آن بزرگوار پرسيد چگونه اطرافيان شما ( سه خليفه ) شما را از خلافت بازداشته حال آنكه شما به اين مقام سزاورتريد .
( 1 ) همچنين فرمود او را ابن عمران يك مثل * كاى برادر از چه كردى اين سئوال بىمحل
تنگ تو سست و مهار مركبت از كف رها * جاى اين پرسش نبود از من نمودى يا اخا
مر ترا چون بود حقّ قرب و خويشى با رسول * پرسش تو وجههء اقبال دارد در قبول
به جهت اينكه حق پرسش دارى و مىخواهى بدانى پس بدان
( 2 ) سلطه اين سه خليفه در خلافت بهرمان * شيوهاى باشد ز استبداد و ظلم بيكران
برتريم از اين دغلبازان ظالم در نسب * متّصل بر ريشهء وحى و نبوّت در حسب
از جهات قرب و نزديكى به احمد ( ص ) استوار * آن رسول پاكدامن آن حبيب كردگار
بود با اينكه خلافت از الوهت منتخب * بخل ورزيدند امّا قوم يغما بىسبب
قوم ديگر بذل كردندش صلاح دين حقّ * گر چه خود شايان آن بودند و بر آن مستحقّ
در ميان باشد حكم پروردگار مستعان * بازگشت ما بسوى اوست آخر در ميان
پس امام عليه السلام شعر امرء القيس را مثل مىآورد كه آن شاعر نامى عرب بود پس از آنكه پدرش را كشتند و اشترانش را به يغما بردند .
( 3 ) مطلبى زبن ابى سفيان بيا از من شنو * عامل افساد و در راه ضلالت تندرو