تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
رهنما باشد ترا از هر فضاحت « 1 » آن رسول ( ص ) * از عيوب دهر فانى و قيود نفس غول برگرفتند از دلش زيرا و داد « 2 » دهر دون * پاك شد ز جملهء وابستگىها اندرون شد احاله « 3 » مهر اين دنيا به غير آن جناب * برده شد دلبستگىها از دل آن مستطاب از لذائذ منع گشت و از زخارف « 4 » همچنان * طفره رفت از لذّت و حظّ رضاع « 5 » اين جهان ( چون كه وى دنيا فانى را به خود بگذاشته * حبّ اين دهر فريبا را ز دل برداشته ) ( 14 ) بار دوّم گر بخوهى پيروى و اتّباع * ( عطف گردان سوى گفتارم دو گوش استماع ) پس ز موسى پيروى كن آن نبىّ مستجير « 6 » * گفت يارب نازلم كن هر چه ( من خير فقير ) ( 15 ) بر خدا سوگند دارم ، هم بموسى ائتمان * كو نخواهد از خداوندش بجز قرصى زنان تا خورد از آن بيابد بر وجود خود رمق * ( بود با اينكه براى هر نكوئى مستحق ) چون گياه سبز مىخورد و نبات كوهسار * داشت يك اندام لاغر زين غذاى ناگوار آنچنان لاغر كه سبزيها ز بطن اندرون * ديده مىشد از صفاق « 7 » اشكم وى از برون
( بهترين الگو و اسوه جهت خداشناسى )
( 16 ) بار سوّم گر بخواهى اتّباع و پيروى * ( گوش هوش‌آور بپندم دور باش از كجروى ) روى ايقان حضرت داود را بر خود گزين * آنكه داراى مزامير « 8 » است و عزم آهنين قارى اهل بهشت است و كتاب او زبور * دست خود زنبيل بافد با سرور و بىغرور هم جليسان را همى گفت آن نبىّ نيكخو * بر خريدن كسيست مايل در بهاى نان جو ( 17 ) باز اگر پيرو شوى فرزند مريم بر تو بس * ( گر چنين خواهى هميشه فائق آيى بر هوس ) وقت خوابيدن مر او را بود سنگى زير سر * در تن او جامهء زبر و طعامش مختصر وانگهى كه اندرونش بود خالى از طعام * ميل مىكرد از غذاى بىخورش آن نيكنام آن زمانكه گشنگى بر او ملامت مىفزود * بر غذاى ساده با لذّت تمايل مىنمود
هامش
( 1 ) رسوائى ( 2 ) محبّت و دوستى ( 3 ) حواله كردن ( 4 ) زيبائىهاى واهى ( 5 ) شيردان ( 6 ) پناهنده ( 7 ) پرده‌اى در شكم ( 8 ) ناىها و سرودها و دعاها