تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
( چون كه جوع و گشنگى آنگه كه از حد بگذرد * شلغم پخته صواب مرغ بريان مىدهد ) شب چراغ او قمر بود و بخارى آفتاب * ( مسكنى هرگز نمىپنداشت بر خود آن جناب ) ميوهء او سبزى خوشبوى دشت و كوهسار * آن گياهانى كه مىروياند صحرا در بهار ( 18 ) خانه‌اى بر او نبود و زوجه‌اى يا همسرى * ( هيچ فرزندى و نسلى نه پسر نه دخترى ) زين جهت از فتنه و فترت مصون بود آن رسول * حزن فرزندى بقلب خود نيفزود آن رسول مال و دارائى نداشت آن نفس اطهر هيچگاه * تا كه مشغولش نمايد بىمحابا از إله ديدهء آز و طمع از اهل دنيا بسته بود * نفس او از خوارى اين خوى ارذل رسته بود مركب او هر دو پاى و خادم او هر دو دست * ( سر فراز آمد در اين دهر ، آن رسول حق پرست )
فتأسّ بنبيّك الاطيب الاطهر ( ص ) . . . پس از پيغمبر نيكوتر و پاكتر خود پيروى كند
( 19 ) ( بعد از آنكه بر تو گفتم طرز مشى انبياء * از رسول خود محمّد ص پيروى كن بىريا آن رسولى كه هميشه از خلائق اطيب است * انبيا را جمله سالار و خدا را اقرب است بهترين الكوست بر آنكه نمايد انتخاب * خوشترين منسب به آنان كه نمايند انتساب ( صبر او سرمشق و عنوان است بهر هر صبور * بر شكيبايان عالم اسوه شد تا نفخ صور ) بر خدا باشند در دنيا احبّ بندگان * توده‌اى كه انبياء را در تأسّى ماندگان همچنين آنان كه دنبال پيمبر بوده‌اند * ( عاشقانه دل به سنگ بيعت او سوده‌اند ) ( سورهء سه آل عمران سى و نه منهاى هشت * آيه‌اى در پيروى ديديم و خوانديم و گذشت )
و لكم فى رسول اللّه اسوة حسنة . . . پيغمبر اكرم ( ص ) چگونه اسوه بود
( 20 ) لقمه را پيش دهان مىخورد ، نى با حجم كام * لابد آنگه كه ضرورت داشت مىخورد از طعام از متاعى برنداشت از دهر ، افزون از نياز * سوى اين دنيا نكرد آخر برغبت ديده باز