( 9 ) پس عمل در هر كسى آئينه باشد بر رجاء « 1 » * ( بىرجا هر حقّ و سعى و جهد باشد ناروا )
بهر هر خوفى نشانى هست و موجى در عذار * غير از آن خوفى كه ناجور است بهر كردگار
( 10 ) معضلات خود بخواهد از خداى مهربان * از قبيل عزّت دهر و بهشت جاودان
ليك امور كوچك دنياى خود را با اميد * جمله را از بندگان خواهد ز يزدان نااميد
طرز رفتارش همى نسبت به يار و آشنا * بس نكوتر باد از رفتار و خلقش با خدا
شأن ايزد را چه باشد كه چنين در هاله « 2 » است * حال آنكه سوى او هر شب هزاران ناله است
( پس به هوش باشيم و خدا را نيكوتر بشناسيم )
( 11 ) گر بترسى كه اميدت را نيارد كردگار * بىصداقت باشى و باشى دروغگو آشكار
ور همى بينى خدا را در اميدت ناتوان * اينكه كفر محض باشد گوشدار و خود بدان
پس همين طور است حال آن كه روى ادّعا * اين چنين گويد كه خود امّيد دارد بر خدا
گر بترسد از يكى از بندگان كردگار * خويشتن را مىكند از ترس ، با او سازگار
( مىكند با او مدارا روى خوف و اضطرار * گو كه از پروردگارش كرده قطع انتظار )
( تا كه از وى جلب خشنودى نمايد سلب خشم * ليك بسته از عطاياى خداوند هر دو چشم )
( با اميد خداوند ترس از بندگان يعنى چه ؟ )
ترس را از بندگان مقدور و نقد انگاشته * نسيه و تأخير آن را در خدا پنداشته
( 12 ) مثل اين فرد است آنكه اين جهانش ( در نظر ) * ارجمند است و گزيده بر خداى دادگر
زين جهت دنيا و اهلش را نموده انتخاب * تا بدين سان خويشتن را داده بر آن انتساب
و لقد كان فى رسول اللّه كاف لك فى الاسوة . . . پيروى از مشى پيغمبر كفايت مىكند .
( 13 ) پيروى از مشى « 3 » پيغمبر ( ص ) كفايت مىكند * ( چون ترا بر نعمت عظمى هدايت مىكند )
هامش
( 1 ) اميد
( 2 ) دو را از نظر و در پشت ابرها
( 3 ) رفتار