و لقد كان فى رسول اللّه ما يدلّك على مساوى الدنيا و عيوبها
( 26 ) در فرامين و روشهاى روسول پاك راى * بر تو باشد از بدىها و مفاسد رهنماى
چون كه او با اهل بيتش تا بسيرى هم نخورد * از متاع دهر بىمقدار ، حظّى هم نبرد
لازم است انديشه كردن بهر مرد هوشيار * تا بينديشد ز روى عقل آيا كردگار ؟
در چنين حالت محمّد ( ص ) را گرامى داشته ؟ * يا كه او را خوار كرده حرمتش برداشته ؟
( 27 ) گر چنين اذعان كند كه پست و خوارش كرده است * بر خدا سوگند كاو بر غم دچارش كرده است
او زنادانى دروغى را برايش بسته است * كس نميگويد كه كاذب نيكمرد و رسته است
( در تصور چون نگنجد كه خداى مستعان * بندهء ممتاز خود را خوار سازد در جهان )
ور بگويد كه گرامى و مكرّم داشته * پس خدا آن را بدوش غير او بگذاشته
تا ز تسهيلات دنيا كرده او را بهرهور * ليك او را كرده از اوتاد « 1 » مردم دور تر
( مقتدى را تبيعيّت از مقتدا واجب است و گرنه . . . )
( 28 ) لازم است هر مقتدى را بر رسولش اقتداء * در طريقت پيروش گردد بحسن اقتضاء
( تا دوام زندگى در آن طريقت ماندنيست ) * گر خلافش كرد او را از تباهى چاره نيست
چون محمّد ( ص ) را خدا مرآت « 2 » محشر برنوشت * بسكه منذر از عذاب است و مبشّر بر بهشت
او كه واقف بود و آگه بر امور نشأتين * رفت از دنيا گرسنه بر خداى عالمين
آخرت را وارد آمد از معاصى در امان * خانهاى قائم نكرد ، آن مير اعظم در جهان
تا كه راه خود بپوئيد و ز دنيا دل كشيد * با قبول دعوت ايزد به اعلا در رسيد
( 30 ) پس چه بسيار اعظم است احسان يزدان بهر ما * زين كه كرده يا محمّد ( ص ) نعمت ارزان بهر ما
پيشگاميكه همه از او اطاعت مىكنيم * پيشوائيكه قدم در جاى پايش مىنهيم
هامش
( 1 ) بزرگان يا ائمه
( 2 ) آئينه