تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
سورهء شش آيهء منزل صد و سه شاهد است * همچنان در سورهء پنجاه و هشت هم وارد است « 1 » مجرمين را موى سرگيرى ز روى بطش « 2 » و قهر * ( همچنان قاهر بخلقى و مسلّط بر سپهر ) سورهء پنجاه و پنجم در خصوص مجرمين * اخذ اقدام و نواصى عبرتى بر مسلمين « 3 » ( 6 ) آنچه بر ما آفريدى تا بعبرت بنگريم * از قوام شأن تو دل بر شگفتى مىبريم ؟ جمله را بر شوكت و عزّ تو عودت ميدهيم * وانگهى بر عزّت و مجدت شهادت مىدهيم حال آنكه چيزهائى آفريدى در جهان * كز همين دنيا برون است و عيون ما نهان عقل در آن ايستاده يا به بهت آميخته * در ميان ما و آنها پرده‌ها آويخته ( 7 ) پس كسى كه دل تهى دارد ز غير و امر غير * خوش بينديشد روان در كار گيرد كنج دير تا بداند كه چگونه خلق كردى در جهان * عرش و فرش و كوه و دشت و گنبد هفت آسمان يا چگونه گسترانيدى زمين را روى آب * در فضا كردى معلّق آسمان و آفتاب پس بماند ديدهء او از شنيدن گوش او * مىشود حيران در اين انديشه عقل و هوش او روبرو گشتم در اين بحر تفكّر با شكست * ( ناهيا ) مبهوت ماندم همچو دستم روى دست
( يدّعى زعمه انّه يرجو اللّه . . . گمان مىكند كه به خداوند اميدوار است ) قسمتى از همين خطبه در بطلان ادّعاى كسى كه كردارش طبق گفتارش نمىباشد . ( و ترغيب مردم به دل نبستن به دنيا و پيروى از انبياء )
( 8 ) ( بعضى از مردم كه دربند هوا و آرزوست * در معاصى غرق گشته و ز حمائد « 4 » كنده پوست ) باز با اين حال اميد خير دارد از خدا * وه كه والّهى دروغ است اين گمان و ادّعا چيست او را كه اميدش بر خداى دادگر * طىّ اعمالش نمىگردد هويدا در نظر ( راست مىگويد اگر خشنودى حق بايدش * كسب مرضاة خدا و جهد مطلق بايدش )
هامش
( 1 ) سورهء انعام و مجادله ( 2 ) غلبه ( 3 ) سورهء الرحمن ، آيهء 41 ؛يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ( 4 ) نيكوئىها و صفات پسنديده