پس مخالف باش با آنكه ندارد اعتقاد * واگذارش روى چيزى كه به آن دل كرده شاد
( 20 ) فخر و ناز و خود پسندى را زجانت دور دار * يادى از راه و گذرگاهت ز قبر و گوردار
( 21 ) پس جزايت طبق آن باشد كه كوشش داشتى * حاصل خرمن همان باشد كه قبلا كاشتى
در مورد گنهكاران و اندرز بشنوندگان
آنچه از دنيا فرستادى برايت شاهد است * در قيامت با همان هيأت به خدمت وارد است
جاى پائى بهر خود بايد تدارك داشتن * لازم آيد توشه و زاد سفر برداشتن
( 22 ) بشنو اين پند و بشو از بطش ايزد بر حذر * اى گروه پند بشنو ، اى گروه بىخبر
( 23 ) جمله از احكام قرآن آن كتاب مستطاب * اين بود كه عاملش دارد عقوبت يا ثواب
پيرو آن راضى و مشمول رحمت مىشود * عاصى آن كيفر و رنج و عقوبت يا ثواب مىشود
بنده گاهى اوج دارد در عبادت ليك او * از مضامين خصال خود نكرده جستجو
خصلت خمسه كه از آنها نكرده بازگشت * آن زمان بيند كه وقت بازگشتن در گذشت
اوّلى شرك است گه باشد عيان و گه نهان * آيهء من كان يرجوا حكم روشن بهر آن « 1 »
دوّمى آنكه برآيد از طريق جائران * تا نشاند خشم خود را با هلاك ديگران
كيفرى كه بهر آن قرآن مقرّر داشته * آيههاى قتل نفس آن را مصوّر داشته
سوّمى آنكه بگويد كار زشت و منكرى * منكرى كه عامل آن بود شخص ديگرى
سورهء بيست و چهارم تحت آيه نوزده * با زبان وحى ميگويد عذاب اين گنه « 2 »
چارمى آنكه بيارد پيش مردم حاجتى * بلكه با اين وسوسه در دين گذارد بدعتى
آيه پنجاه و هشتم در قصص منهاى هشت * در بيان خصلت اين شخص غافل ثبت گشت « 3 »
پنجمى آنكه ريا بر اوست حاكم در عمل * خرمن اعمال او باشد بشدّت مشتعل
در چنين حالت ره دوزخ سبيل آن بود * آيهء فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ هم دليل آن بود
( 24 ) غوركن « 4 » در عمق مطلب فكر كن در اين مثل * چون مثل معقول را محسوس دارد در عمل
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء آخر
( 2 ) سورهء نور ، آيه 19
( 3 ) سورهء قصص ، آيهء 50
( 4 ) غوطه كرده