تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
در ره ايزد بجز ما مىنباشد رهنما * سوى حق را راه ديگر نيست غير از راه ما گر كسى گيرد جز اين ره راه ديگر در نظر * بهره‌اى از دين نخواهد داشت در اين رهگذر ( 4 ) آيه‌هاى مدح و تمجيد ، از طريق جبرئيل * بهر معصومين بيان گشته صريح و مستقيل « 1 »
( سجاياى حميده و اوصاف جميله در اين دودمان تجلّى مىنمايد )
پس حمائد جملگى جمعند در اين خاندان * عصمت و علم و فصاحت در خور اين دودمان زين جهت گر درج گوهر را به گفتن وا كنند * حقّ استنطاق « 2 » و حقّ صدق را ايفا كنند در خموش همچنين مسبوق فردى نيستند * ( چون امامند و هميشه در توان باقيستند ) ( پس سكوت آل طاها نيست روى اضطرار * بلكه در مبناى خير است و صلاح و اختيار ) ( 5 ) قائد هر قوم بايد بر تمام پيروان * راست گويد تا نباشند از گروه كجروان خويش را با عقل و انديشه به سوى ما كشند * هر چه گفتيم از سخن بر صحّت آن پى برند ( 6 ) بايد از ابناى روز آخرت باشد چرا ؟ * چونكه بالاجبار خواهد داشت با آن التقاء ( در نظر دارد خدا را دل نبندد بر جهان * آخرت را برگزيند جايگاه جاودان ) آن كسى كه چشم دل دارد گشوده در امور * لازم است افعال او باشند روشن همچو نور پيش از انجام عمل بايد براى او عيان * باشد آنچه مىكند ، سود است يا اين كه زيان گر به سود اوست ديگر نيست لازم پاى وقف * ور زيان باشد بود جاى درنگ و جاى وقف
هامش
( 1 ) گفته شده ( 2 ) نطق كردن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 549 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى