تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
هر كه را ايشان شناسند آرمانش جنّت است * و آنكه را انكار دارند ارمغانش ذلّت است ( 9 ) پس خدا داده شما را بهر اسلام اختصاص * ( آنكه منقاد است همچون زر بقيّه چون رصاص ) خواسته تعذيب‌تان دارد برايش از بدى * بسكه در آن تعبيت « 1 » گشته صفاى سرمدى ) ( 10 ) تا كه داده شرع آن را بر شرايع امتياز * ناسخ اديان قرارش داد ربّ بىنياز پس دليلش علم ظاهر يا كتاب و سنّت است * حكمت باطن كه آن عقل است و عظمى دولت است ( 11 ) از شگفتىهاى آن فرزانه‌گانرا حسرت است * هوشمندانرا براهين و درخشان آيت است ريزش باران رحمت ز آسمانش ميرسد * قلب‌هاى مرده را يكسر به هستى مىكشد بهر كشف ظلمت جهل و فساد و هر دجا « 2 » * يافت مىگردد در آن نور مصابيح الهداء ( 12 ) درب نيكى جز بمفتاحش نيابد افتتاح * پيروى از دين به اين منظور بر هر كس صلاح جز بمصباحش نگردد كشف ظلمت بر كسى * بىچراغش سرنگون بر چاه ذلّت هر كسى ( 13 ) از حرامش منع فرموده خداى مستعان * از مباحش هيچ منعى نيست و ردعى در ميان ( آن همان اسلام و مصباح الهدايش اولياست * در امور دين و دنيا بهر امّت رهنماست ) در نهادش رمز بهبوديست بر هر مشتفى « 3 » * با وجودش رفع مىگردد نياز مكتفى « 4 »
( قسمتى از همين خطبه ( در وصف كسى كه در راه ضلالت سرگردان است )
( 14 ) داده بر گمراه مهلت با كمال اختيار * ليك او دارد به غفلت مىگذارد روزگار روز خود را با گنهكاران رساند بر مسا « 5 » * بىخبر از خويش و بىقصد و بدون پيشوا
( قسمتى از همين خطبهء دربارهء گنهكاران و اندرز بشنوندگان )
( 15 ) مجرمان آنگه كه بردارند گامى بر گناه * از تعدّى زين جهت باكى ندارند هيچگاه بهر ايشان كيفر عصيان نمايان گشته است * ( حجّت ربّ و دليل حقّ پايان گشته است ) آنگهى كه پيك مرگ آمد عيانا ناگهان * وا اسف ديگر نهانىهاى ايشان شد عيان آن زمان روى آورند آنها بسوى آخرت * حال آنكه سوى ايشان نيست روى آخرت
هامش
( 1 ) ساختن ( 2 ) تاريكى ( 3 ) شفا جوينده ( 4 ) بىنيازى جوينده ( 5 ) وقت عصر
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 544 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى