ثمّ اختار سبحانه لمحمّد ص لقاءه - ( خداوند محمد ص را بلقاء خود پسنديد ) پس حقتعالى آن رسول گرامى جان را بمنتهى درجهء قرب و منزلت رسانيد و بوسيلهء آن حضرت مردم را بمعارف اسلامى و زمينههاى هدايت آشنا فرمود .
( 40 ) كرد مردم را هدايت آن رسول زنده ياد * آشنا فرمود با حقّ و طريق اعتقاد
حقتعالى بهر او قرب نهائى بذل كرد * آنچنان قربى كه منسوبش نگشته هيچ فرد
ميل او را سوى خود گرداند روى التفات * از مصاعب داد و از انواع محنتها نجات
قبض روحش كرد ، او و آل او را صد درود * ( از زبان اهل دنيا آفرين بر آن وجود )
( 41 ) تا قيامت بينتان روى هدايت جا نهاد * آنچه را كه انبياء بر امّت خود وانهاد
چونكه آنها امّت خود را فرو نگذاشتند * ( بلكه قبلا بذر خوشبختى به آنها كاشتند )
روى آنها راه روشن بر گشودند آشكار * ( بر سعادت رهنمائىها نمودند آشكار )
آنچه پيغمبران از خود بوديعت گذاشته ، يا شريعت استكه طريقت را با نور مصباحش منور نموده و يا حديث است كه از سرچشمهء وحى جارى بوده و يا من جميع الجهات ، كتاب آسمانى و وحى منزل است كه خلّاق عالم ، روش زندگى انسان را در آن بيان فرموده ، و اجمع آنها همان قرآن كريم است .
( 42 ) از رسول پاكدامن ، مانده قرآن ، يادگار * محتوايش عصمت اسلام و حكم كردگار
جملگى وحى است و گفتار خداى ذو الجلال * حاوى احكام و تبيين از حرام و از حلال
همچنان تبيانى « 1 » از منسوخ و ناسخ ، كلّ و خاص * هر يكى را آيهاى دارد بطور اختصاص
از تمام واجبات و مستحبات آشكار * آيهها گفته صريحا در كمال اعتبار
آيهء محكم و آنچه از تشابه سر زده * جمگلى در آن صريح و آشكارا آمده
هامش
( 1 ) تبيان بيان كردن