( آندلى كه در غبار كفر پنهان مانده است * دست مرسل آب آزادى به آن افشانده است )
عقلهاى خفته را بيدار دارند انبياء * قلبهاى مرده را احياء نمايند انبياء
مينمايانند آيات خدا را بر انام * از قبيل مهر و ماه و آسمان نيل فام
از قبيل ارض گسترده ، به زير پاى شان * مايههاى زندگانى ، طبق ميل و راى شان
همچنان آجال و امراض و حوادث در جهان * و از سوانح « 1 » آنچه بر ايشان گرايد ناگهان
و آنچه ايشان را همى سازد هلاك و پايمال * ( انبساط روح را سازد مبدّل بر ملال )
( 36 ) خلق را خلّاق ، از نعمت نخواهد نااميد * از طريق حقّ و برهان مؤيّد نااميد
از نبىّ مرسل و راه و روند استوار * از كتاب منزل و عتق و عفاف پايدار
( 37 ) كثرت خصم عنود و قلّت يار حميم « 2 » * انبياء را بر نگرداند ز عزم مستقيم
گفته گردد بهرشان نام رسول بعدشان * ( سورهء صفّ آيهء شش اين مقالت را نشان )
على ذالك نسلت القرون و مضت الدّهور قرنها پديد آمد و روزگارها گذشت . . . .
( چون شيطان ، طبق آيهء 39 حجر
لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
مردم را از پيمان فطرى و عهد جبلّى خود باز گرداند خداوند متعال متواترا انبيائى را فرستاد تا ايشان را متوجّه فطرتشان نمايند .
( 38 ) در پى اغواى شيطان و تسلّط بر انام * گشت تا روز قيامت اين تسلّط مستدام
آنگهى كه شد بلند از وى ، شرارى از حسد * در مطامع « 3 » نسل آدم را پياپى گول زد
آنچنان كه حقّ ايزد را ندانستند خوش * فطرت ديرين ايشان بر منايا دستخوش
بهر مردم زين جهت مبعوث فرمود انبياء * تا شوند از روى دلسوزى به ايشان رهنما )
قرنهائى با همين ترتيب ، آمد بر وجود * اى بسا آباء كه جزو كاروانند از رقود « 4 »
روزگارانى ز انسال و برايا در گذشت * عهدهائى همچو باد ، از عمر دنيا برگذشت
هامش
( 1 ) سوانح حوادث آسمانى
( 2 ) حميم گرم
( 3 ) مطامع طمعگاهها
( 4 ) رقود خفتگان