گزينش انبياء ، از فرزندان و ذرّيّات آدم ( ع ) و اخذ عهد و پيمان از ايشان ، بر وحى ميثاق و تبليغ رسالت .
( 34 ) ( بعد از آنكه عهد آغازين آدم درگذشت * طىّ فرمان ربوبيّت ز جنّت دور گشت )
( بارى خلّاق او را در سماوات آزمود ) * آنگه آوردش به دنيا بهر منظورى فرود
آن زمانكه اين جهانرا پاى انسانى نبود * تا از او اولاد و ذرّيّات آمد بر وجود
پس خدا از بين ايشان انبيائى برگزيد * بهر دوزخ عامل تحذير و جنّت را نويد
اخذ پيمان كرد ، از ايشان بتبليغ انام * ( تا دهند اصل ديانت را دوام و انتظام )
( مردم از ايشان بياموزند مشى اهتداء * شاهد اين دعوى من ، آيهء هفت سبا )
آن زمان كه اكثر مردم ز پيمان چشم بست * عهد خود را با خداى كون و امكان بر شكست
( حال آنكه عهد انسان عهد فطرى هست و بس * بر دلالت سورهء اعراف ما را دسترس ) « 1 »
و آن زمانكه مردمان جاهل به حق بودند و شرع * ( بين شان مبناى عرفان بود لرزان ز اصل و فرع )
مر خدا را در ميان انداد « 2 » كردند اختيار * بسكه شيطان كرد ايشانرا ز عرفان بر كنار
كردشان آنگونه از بعد جبلّى منصرف * كز طريق حقّ بودند آشكارا منحرف
پروردگار عالم ، براى اين كه مردم را سبيلى واضح و دليلى صالح باشد رسولانى از ميانشان بر انگيخت تا راه هدايت را بر ايشان نشان دهد و طريق شناخت را بر آنان بنماياند .
( 35 ) پس خداى مهربان و بنده پرور اهل جود * با تواتر انبيائى را به ايشان ره گشود
تا مگر پيمان ايزد را بخواهند از انام * آنچه در ايشان جبلّى بود و فطرى مستدام
نعمت منسى « 3 » در ايشان را بخاطر آورند * ( ريشه و مبناى ايمان را بخاطر آورند )
آن همان توحيد فطرى و عقيدت بر خداست * انبياء از روى استدلال بر آن رهنماست
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 172
( 2 ) انداد شريكها
( 3 ) منسّى فراموش شده