تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
( 5 ) هر كجا وارد شوند از كشته سازند پشته‌ها * آنچنان كه مىرود مجروح روى كشته‌ها آنچنان باشد كه هارب « 1 » كمتر آيد از اسير * بيشتر باشد زاندازه شمار مرگ و مير بعضى اصحابش به دو گفت از توهّهم اين بيان * كاى سپهدار برايا ، غيب گفتى در ميان پس تبسّم كرد روى مرد كلبى آن جناب * بهر رفع آن توهّم داد او را اين خطاب ( 6 ) آنچه گفتم اى اخا كلبى نباشد علم غيب * بلكه يك نوعى تعلّم دان ، بدون شكّ و ريب ديدهء خود بر لبان لعل احمد ( ص ) دوختم * تا كه اين گفتار شيرين را از او آموختم ( 7 ) غير از علم السّاعه كه پيش خداوند است و بس * ( علم غيبى نيست و آن هم نيست اندر دسترس ) آيهء پايانى لقمان در اينجا شاهد است * واضح و محكم كه در شأن قيامت وارد است ( 8 ) در اناثى آنچه در ارحام ايشان مىرود * قبل از آن آگاهى معبود در آن مىرود او كه مىداند كدامين زشت باشد يا جميل * يا قبيح و يا شقى و يا سعيد و يا بخيل يا سخى و يا حسود و يا پسر يا دخترست * ( از كدامين جنس فحل « 2 » و از كدامين مادر است ) يا كدامين فرد كاورا نار دوزخ در كمين * يا چه فردى بين مردم با رسولان همنشين ( 9 ) اينهمه علمى كه گفتم آشكارا بر شما * علم غيب است و كسى هرگز نداند جز خدا ( بر پيمبر وحى گرديد و برايم ياد داد * نيستم مأمور نشرش تا دم يوم التّناد ) ما بقى علميست كه ايزد بر رسول ( ص ) زنده ياد * ياد داد و بىدرنگ او هم برايم ياد داد بعد از آن بر من دعا فرمود از دل آن جناب * تا خدا مبذول دارد شرح صدر بىنصاب سينهء من حافظش باشد بنام گنج راز * پهلويم محدود گرداند براى امتياز ( ناهيا ) علم على ( ع ) از علم ايزد قوت يافت * ريشهء معنا و استحقاق ازان لاهوت « 3 » يافت
پايان خطبهء 128
هامش
( 1 ) فرار كننده ( 2 ) نر هر حيوان ( 3 ) مقام خدائى