تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤

خطبهء 129 از سخنان آنحضرت ( ع ) راجع به پيمانه‌ها و ترازوها

( البتّه چيزى چندان از اين مقوله در خطبه نقل نشده شايد سبب اصلى اين است كه سيّد رضى رحمة الله عليه فرمايشات امام را گلچين كرده بدين جهت شايد قسمتى ساقط شود .
( 1 ) بندگانا نفس خويش و آنچه داريد از جهان * از مقام و آرزو ، هستيد همچون ميهمان ميهمانانيكه مدّت بهر آنها كمتر است * ( گر ادب در ميهمان باشد بقا محكم‌تر است ) همچو مديونيد كز پى مر شما را طالبين * و امتان اعمال نيك و حافظانش كاتبين ( 2 ) اى بسا كوشنده‌ايكه كرده‌هايش زايل است * چون ريا كارى كه اعمالش سراسر باطل است اى بسا رنجيده از كارى كه از آن جز زيان * بهر او عايد نگردد چون خوارج نهروان ( 3 ) روزگارى كه شما را زير طارم داشته * خير و نيكوئى بر آن ، ابروى در خم داشته شرّ و زشتى و بدى اقبال بر آن كرده است * هم عزازيل « 1 » رجيم دام طمع آورده است وقت و هنگاميست ، كورا كار قوّت يافته * خدعه و نيرنگ‌هايش سخت قدرت يافته مكرهايش هر كجا پهنا گرفت و ازدياد * سهل گشته بهر او طرز و طريق اصطياد « 2 » ( 4 ) هر كجا باشى بمردم دقّت‌آور در قياس * نيستند آيا براى نعمت حق ناسپاس ؟ ديده‌اى آيا فقيرى را درون كنج كاست ؟ * مىكشد آزار و مىگويد كه ما را ابتلاست ( او بتدبير خداوندش ندارد صبر و تاب * چون شكيبائى ندارد اوفتاده اضطراب ) آن غنى را مىنگر كه نعمت از سر ريخته * وا اسف آن نعمت حق را بكفر آميخته يا بخيلى كه براى ازدياد مال خويش * بخل مىورزد بمال كردگارش نيز ، بيش
هامش
( 1 ) ابليس ( 2 ) صيد كردن در زبان عرب