تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
او كه خود از اهل رى بود و به ظاهر مدّعى * كانتسابا جدّ هفتم بود عمران و على ( ع ) سيّد رضى رحمة إله عليه گويد * ( 2 ) پس على مولا به آينده نظارت مىكند بر خروج او بدين ترتيب اشارت مىكند * پس چنين فرمود آن مولا و نفس طاهره واى بر حال شما و كوچه‌هاى عامره * خانه‌هائيكه بدين نقش و نما افراشتيد بهر آنها كنگره چون بال‌ها بگذاشتيد * بال‌ها باشند همچون بالهاى كركسان همچنان داراى خرطومند يعنى ناودان * ( زنگيان آن خانه‌ها را جمله ويران مىكنند بين مردم كشت و كشتار فراوان مىكنند ) * زنگيان را گر يكى مقتول گردد در ميان گريه بر آن هيچ كس هرگز نخواهد كرد ، هان * ( چون غلامان سياهند از ديار ديگرى نزد ايشان نيست خويشى ، اشكريزى ، مادرى ) * هيچگه از غائب آنها نگردد جستجو ( هيچ كس از سيرت آنها ندارد گفتگو ) * ( گر يكى مقتول گردد ديگرى در جاى اوست بين آنها ديگرى از كشته نه شرط گفتگوست ) * ( 3 ) من كه دنيا را در اين مدّت به روى انداختم سنجش و اندازهء آن را نظر پرداختم * ارزش و كيفيّت آن را به خوبى يافتم ( اى بسا دل‌ها به او بشتافت و من نشتافتم ) * ( آنچه در ظاهر عيانش كرد و در باطن نهان بودم و هستم مر آن را بهترين آگهان ) * اعتبارش را به خوبى در نظر سنجيده‌ام از جفا و قسوت آن خارهائى چيده‌ام
قسمتى از همين خطبه كه تاتاريان ( مغولها و خونريزيهائى كه بدست ايشان و مسلمانان واقع شده و در كتب و تواريخ ثبت است ) را وصف مىفرمايد .
( 4 ) گو كه آنها را همى بينم گروهى پهن روى * ( قومى از اقوام خونخوار و جنودى تند خوى ) چهرهء آنها نشاندار و سمين « 1 » و فربه است * ( از چنين قومى بهر قومى زيان و صدمه هست ) جامه‌هاى اطلس و ديباج « 2 » بر تن مىكنند * با خيول تند پا ميدان مزيّن مىكنند
هامش
( 1 ) فربه ( 2 ) ديبا
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 472 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى