يا به آن سركش نگر كه از قبول وعظ و پند * در سماخ « 1 » گوشها دارد غشائى سخت چند
( 5 ) پس كجا هستند نيكان ، پيشتازان صالحان ؟ * لايقان - آزاد مردان - پيش مرگان فاتحان
فرقهء پرهيزگاران در تجارت بىخلل * تودهء پاكان و خوبان صادقانه در عمل
جمله آيا زين سراى دون و پست و پر عتاب * بر قبور آخر نگرديدند عازم با شتاب ؟
( 6 ) پس شما گشتيد آيا بد نخاله « 2 » جانشين ؟ * آنچنان كه سفلهايد و در لياقت واپسين
آن چنان پستيد و بر ننگ و مذمّت متّهم « 3 » * كز جهات ذمتان لبها نيفتد روى هم
جانشين نيكمردانيد و امّا حيف باد * كز چنان نيكان ، چنين افراد پست و كج نهاد
پس بر چنين مصيبت بايد بگوئيم انّا للّه و انّا اليه راجعون يعنى همگى مردهايد نه زنده
( 7 ) آشكارا شد فساد و رادعى در كار نيست * پهنه زد فسق و تباهى ، مانعى در كار نيست
( رفت منكر جاى معروف اى دريغا چارهاى * همچنان معروف را دانست منكر ، پارهاى )
پس شما آيا بدينسان عزم جنّت مىكنيد ؟ * در جوار رحمت ايزد اقامت ميكنيد ؟
( 8 ) باغ جنّت با چنين انديشه دور است از شما * ( انزجار و وحشت غلمان و حور است از شما )
پس خدا را كى توان لختى فريب و گول داد ؟ * با چنين كردار مذموم و به ظاهر اعتقاد
لعنت حق بر كسى كه نهى منكر مىكند * ليك خود آن را به آسانى مكرّر مىكند
لعنت ايزد به آن كس كه بمعروف امر داد * خويشتن ليكن بگفتارش ندارد اعتقاد
( ناهيا ) قول و عمل هر گه توافق داشتند * زندگى و جنّت اعلى تطابق داشتند
پايان خطبهء 129
هامش
( 1 ) سوراخ گوش
( 2 ) سپوس
( 3 ) بدنام شده