تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
ظاهرا اين گونه اعطا بهر معطى عزّت است * ليك در روز قيامت افتضاح و ذلّت است پيش مردم مىكند او را عزيز و محترم * ليك در پيش خدا سازد وضيع و متّهم ( 4 ) در چنين مورد كه در اسراف گفتم ، هيچ مرد * مال خود را غير حقّ و مصرف بىجا نكرد غير از اينكه خالق سبحان به حالش واگذاشت * از سپاس ديگران تحريم كرد و باز داشت چون براى غير بوده حبّ ايشان لا جرم * بهر معطى نيست در اين باب خيرى يكدرم پس اگر روزى بيفتد پاى بختش در خلاب « 1 » * ( گو كه آنگاه اوفتاده قعر چاه اضطراب ) ( پس اگر پيشامد سوئى برايش روى داد * نيست بر همراهى و امداد آنها اعتماد ) بدترين يارند او را در چنين پيشامدى * بىمحابا سرزنش گويند بر او با بدى ( ناهيا ) تدبير مولا را بدقّت درك كن * مصرف و اعطاى بى جا را بكلّى ترك كن
پايان خطبهء 126
هامش
( 1 ) گنداب و باتلاق
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 466 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى