تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥

خطبهء 126

از سخنان آن حضرت است ، وقتى كه از او بتندى پرسيدند كه چرا عطا و بخشش ( بيت المال و صدقات و غنايم ) را ميان مردم بالسّويه تقسيم مىنمايد و اشخاصى را كه سبقت در اسلام داشته و داراى شرف و بزرگى بودند برترى نمىدهد . و . . . پس امام عليه السّلام فرمود
( 1 ) مىكنيد آيا مرا امر موكّد بر ستم ؟ * اينكه يارى جويم از ظالم بسود ملّتم ؟ تا ستم دارم روا ، بر آنكه او را رهبرم * ( زير پاى خود گذارم سنّت پيغمبرم ) ؟ بر خدا سوگند دارم ياد ، روى اعتقاد * آن كه او را مىستايند آب و آتش خاك و باد ) همچنين قصدى نداردم تا مه است و به آفتاب * تا شب است و روز روشن تا سپهر و ماهتاب تا مگر قصدى نمايد كوكبى را كوكبى * ( با قواى جاذبه در سلطه گيرد در شبى ) يا بتعبير دگر اين قصد شوم و ناروا * ( نيست از من صادره تا صبح روز التقاء ) ( 2 ) مال من مىشد اگر اين مال و ثروت جملگى * بالسّويه پخش مىكرديم بملّت جملگى حال آنكه ويژهء صندوق بيت كشور است * ( سهم مسكين و فقير و بىپدر يا مادر است )
( 3 ) سپس آن بزرگوار ، در توضيح اعطاء بىمورد چنين بيان فرمود
من شما را مىدهم آگاهى از اين ماجرا * ( تا نباشد مايهء حرمان و حسرت در قفا ) گر رسد اموال اعطائى به غير مستحقّ * جملگى اسراف باشد يا به احوط ، غير حقّ آيهء بيست و شش اسراء بيانى مستند * بهر هر دانندهء عاقل كه آن را بشنود خوش نشد از لذّت تبذير « 1 » قلب هيچ كس * جز كسى كه وى ز اخوان الشّياطين است و بس
هامش
( 1 ) اسراف و ريخت و پاش