خطبهء 126
از سخنان آن حضرت است ، وقتى كه از او بتندى پرسيدند كه چرا عطا و بخشش ( بيت المال و صدقات و غنايم ) را ميان مردم بالسّويه تقسيم مىنمايد و اشخاصى را كه سبقت در اسلام داشته و داراى شرف و بزرگى بودند برترى نمىدهد . و . . . پس امام عليه السّلام فرمود
( 1 ) مىكنيد آيا مرا امر موكّد بر ستم ؟ * اينكه يارى جويم از ظالم بسود ملّتم ؟
تا ستم دارم روا ، بر آنكه او را رهبرم * ( زير پاى خود گذارم سنّت پيغمبرم ) ؟
بر خدا سوگند دارم ياد ، روى اعتقاد * آن كه او را مىستايند آب و آتش خاك و باد )
همچنين قصدى نداردم تا مه است و به آفتاب * تا شب است و روز روشن تا سپهر و ماهتاب
تا مگر قصدى نمايد كوكبى را كوكبى * ( با قواى جاذبه در سلطه گيرد در شبى )
يا بتعبير دگر اين قصد شوم و ناروا * ( نيست از من صادره تا صبح روز التقاء )
( 2 ) مال من مىشد اگر اين مال و ثروت جملگى * بالسّويه پخش مىكرديم بملّت جملگى
حال آنكه ويژهء صندوق بيت كشور است * ( سهم مسكين و فقير و بىپدر يا مادر است )
( 3 ) سپس آن بزرگوار ، در توضيح اعطاء بىمورد چنين بيان فرمود
من شما را مىدهم آگاهى از اين ماجرا * ( تا نباشد مايهء حرمان و حسرت در قفا )
گر رسد اموال اعطائى به غير مستحقّ * جملگى اسراف باشد يا به احوط ، غير حقّ
آيهء بيست و شش اسراء بيانى مستند * بهر هر دانندهء عاقل كه آن را بشنود
خوش نشد از لذّت تبذير « 1 » قلب هيچ كس * جز كسى كه وى ز اخوان الشّياطين است و بس
هامش
( 1 ) اسراف و ريخت و پاش