« آماده باش ، جهت جنگ با شاميان »
بهر جنگ شاميان آماده بودن لازم است * ( نوحهء توبيخ بر آنها سرودن لازم است )
چهرهء حق كه چنين گرديد عيان و جلوهگر * شاميان بر رؤيتش هستند كور و بىبصر
در مسير حقّ حيرانند و از آن غافلند * حقّ را خوشتر نمىبينند و محو باطلند
وارد ظلمند و ناآگه ز راز انتباه « 1 » * روى گردان نيستند از خطّ و راه اشتباه
از صراط حقّ بيرونند و مهجور از كتاب * ( تا چه خواهد بود از اعمال ايشان بازتاب )
( 8 ) ليك افسوس و دريغا بر كسانى چون شما * بلعجب باشيد جاى اعتماد و اتّكاء
نيستيد انسان كه استمداد جويم از شما * يارى و ايستادگى و داد جويم از شما
از شما يارى طلب كردن خطا و نارواست * ( اين چنين اميد و استظهار « 2 » بر ما ناسزاست )
ناسزاواريد بهر اشتعال نار جنگ * ( بر عدوى خود نمىگيريد راه و عرصه تنگ )
( 9 ) افّ بادا بر شما با اين روند ناروا * كردهايد اكنون مرا بر رنج و سختى مبتلا
گر بخوانم تا كنيد امداد دين كردگار * يا كه راز جنگ با دشمن نمايم آشكار
وقت خواندن مردمان راستگوئى نيستيد * گر ز راز جنگ گويم جنگجوئى نيستيد
راز جنگى را به آسانى بدشمن مىدهيد * ( اعتماد خويش را از دست بيرون مىنهيد )
يا على يار دل اندوهناكت مىشويم * همچو ( ناهى ) خاكبوس قبر پاكت مىشويم
پايان خطبهء 125
هامش
( 1 ) متنبّه شدن
( 2 ) طلب پشتيبانى كردن