تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢

خطبهء 125

از سخنان آن حضرت ( ع ) دربارهء خوارج نهروان زمانيكه حكميّت عمرو ابن عاص و ابو موسى اشعرى را انكار كردند ( گفتند چون در امامتى كه خدا برايت تعيين فرموده مردم را حاكم قرار دادى ، لذا كفر و ضلالت شد ) و در آن ، اصحاب خود را مذمّت نموده مىفرمايد :
( 1 ) ما حكم ، بهر خود از مردان نكرديم انتخاب * بلكه داديم اين حوالت را حضورا بر كتاب ( آن كتابى كه خصوصا وحى بر پيغمبر است ( ص ) * حامل آن روح اعظم جبرئيل اطهر است ) ( 2 ) آن كتابى كه همى قرآن تلقّى يافته * ( خاطر اسلاميان با آن تسلّى يافته ) خطّ مسطور است و آن را نيست نطقى در زبان * ترجمانش لازم آيد كه بيارد بر بيان آن سخن گويد ز درياى معانى با رجال * ( آن سخن مىگويد از سبع مثانى « 1 » با رجال ) ( 3 ) خواستند از ما كه قرآن ، حاكم آيد بين‌مان * شد چنين قول و بيان مقبول قوم شاميان چون كه ما در اين خصوص از آن كسانى نيستيم * كز سر قرآن گريزيم و از آن دور ايستيم
و قد قال سبحانه
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ . . .
( سورهء نساء آيه 59 )
گر شما را اختلافست و تنازع در فروع * بر خداوند و رسولش كرد بايستى رجوع باز گردانيدن هر كار بر پروردگار * آن زمان باشد كه باشد پاى قرآن روى كار بر رسول هم راه ارجاع بر اساس سنّت است * ( اين همانا راه تسليم و طريق طاعت است ) ( 4 ) گر به قرآن حكم گردد روى صدق و راستى * ما به آن شايسته‌تر باشيم و دور از كاستى ور بسنّت حكم گردد تا كه با آن ره بريم * ما امامان بر خلافت از همه والاتريم
هامش
( 1 ) سورهء حمد يا تمام محتويات قرآن