زندگى و عمر هارب « 1 » ، با فرارش از جهاد * در طريق ايزدى هرگز نيابد ازدياد
( 11 ) راهى « 2 » راه خدا بايد بتازد با شتاب * آن چنان كه تشنه كامى مىشتابد سوى آب
( 12 ) پس بهشت جاودان را با قصور و حور عين * ( جملگى در سايه و اطراف تيغ و نيزه بين )
( 13 ) پس خبرها در همين امروز گردد آشكار * نادرستى و درستى و خلاف و اعتبار
( يا بتعبير دگر زير لواى كارزار * حقّ و ناحقّ هر يكى باشد عيان و آشكار )
از صميم دل خورم سوگند بر پروردگار * آن كسى كه بر وجود آورد روز و روزگار
اشتياق من بسوى جنگ خصم نابكار * بيش از آن باشد كه ايشان را عزيمت بر ديار
اللّهم فان ردّوا الحقّ فافضض جماعتهم . . . خداوند اگر دشمن حق را ردّ كرد جمعيّت ايشان را پراكنده فرما . . .
« نفرين بر منكر حقّ و مانع حقيقت »
( 15 ) دشمنان گر حقّ را مطرود كرده رد كنند * حقد « 3 » و كينه در سر اندازند و با ما بد كنند
بارالها جمعشان ، اوضاعشانرا تيره كن * اختلاف كلمه را بر جمع ايشان چيره كن
( بر مراد مسلمين طومار شانرا پاره ساز * بر نقاط ضعف ما روى عنايت چاره ساز )
( 16 ) دشمنان هرگز نگردند از مواقف دور تر * ( كى نشانند آستين شرّ خود را بر كمر )
تا نباشد مر شما را تيغ در دست اندرون * تا پذيرد از سر و حلقوم آنها رنگ خون
تا جدا سازد به سختى جسمشانرا از روان * كاسهء سر را شكافد خرد سازد استخوان
تا قدمها و سواعد را بكوبد بيدريغ * ( در نمىافتند بر خاك مذلّت از ستيغ )
( تا چنين نيروى قهريّه نباشد در شما * برترى خواهند داشت هر لحظه ايشان بر شما )
هامش
( 1 ) فرار كننده
( 2 ) رونده
( 3 ) عداوت