تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
زندگى و عمر هارب « 1 » ، با فرارش از جهاد * در طريق ايزدى هرگز نيابد ازدياد ( 11 ) راهى « 2 » راه خدا بايد بتازد با شتاب * آن چنان كه تشنه كامى مىشتابد سوى آب ( 12 ) پس بهشت جاودان را با قصور و حور عين * ( جملگى در سايه و اطراف تيغ و نيزه بين ) ( 13 ) پس خبرها در همين امروز گردد آشكار * نادرستى و درستى و خلاف و اعتبار ( يا بتعبير دگر زير لواى كارزار * حقّ و ناحقّ هر يكى باشد عيان و آشكار ) از صميم دل خورم سوگند بر پروردگار * آن كسى كه بر وجود آورد روز و روزگار اشتياق من بسوى جنگ خصم نابكار * بيش از آن باشد كه ايشان را عزيمت بر ديار
اللّهم فان ردّوا الحقّ فافضض جماعتهم . . . خداوند اگر دشمن حق را ردّ كرد جمعيّت ايشان را پراكنده فرما . . . « نفرين بر منكر حقّ و مانع حقيقت »
( 15 ) دشمنان گر حقّ را مطرود كرده رد كنند * حقد « 3 » و كينه در سر اندازند و با ما بد كنند بارالها جمع‌شان ، اوضاعشانرا تيره كن * اختلاف كلمه را بر جمع ايشان چيره كن ( بر مراد مسلمين طومار شانرا پاره ساز * بر نقاط ضعف ما روى عنايت چاره ساز ) ( 16 ) دشمنان هرگز نگردند از مواقف دور تر * ( كى نشانند آستين شرّ خود را بر كمر ) تا نباشد مر شما را تيغ در دست اندرون * تا پذيرد از سر و حلقوم آنها رنگ خون تا جدا سازد به سختى جسم‌شانرا از روان * كاسهء سر را شكافد خرد سازد استخوان تا قدم‌ها و سواعد را بكوبد بيدريغ * ( در نمىافتند بر خاك مذلّت از ستيغ ) ( تا چنين نيروى قهريّه نباشد در شما * برترى خواهند داشت هر لحظه ايشان بر شما )
هامش
( 1 ) فرار كننده ( 2 ) رونده ( 3 ) عداوت