تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
( 6 ) خوش نمىگشتند و دلخوش از بقاء زنده‌ها * از جهاد و كارزار و جبهه باقى مانده‌ها ( گر فلانى از قتال و جنگ سالم مانده بود * بر شهادت چون موفّق نيست بر غم مىفزود ) ( از كجا خوشنود باشند از رهائى يافته * حال آنكه دشمنان را صدر و سر بشكافته ) ( اين چنين تعبير را با آن توان كرد ائتمان * كاعتقادا در شهادت هست سعد جاودان ) تسليت را از كسى ديگر نكردند آرزو * چون شهادت بود اوج كام و صيت « 1 » آبرو ديدهء آنها سفيد از خوف يزدان از بكاء « 2 » * ظاهر لبهايشان خشك است از ذكر و دعا بطنشان از كثرت روزه نحيف و لاغر است * رنگشان از فرط بيدارى به زردى اندر است ( پيكر و اندام آنها داشت رنگى از خضوع ) * همچنان در چهرهء آنان غبارى از خشوع ( 7 ) آن كسان اخوان من بودند رفتند از جهان * ( جاى آن دارد كه بر آنها بسوزيم از روان ) تشنهء ديدارشان باشيم روى اشتياق * پشت دست خود گزيم از فرط حسرت در فراق ( حسرت از ايشان بدل داريم هر وقت هر زمان * كاش در بين شما هم بود چندى همچنان ) ( 8 ) اينكه شيطان بر شما آسان نموده راه را * با چنين عزمى كه افزايد صف گمراه را دينتان را سست گرداند بفصل « 3 » بندها * ( از حقائق باز دارد با چنين ترفندها ) ( تا شما را سازد از اسلام و ايمان منصرف * در نتيجه كافران باشيد و از دين منحرف ) مىكشد سوى پريشانى بجاى اتّحاد * وين پريشانى همى تبديل گردد بر فساد رو بگردانيد از افسونهايش قبل از آن * ( كاحتيالا « 4 » تير زهرآگين گذارد در كمان ) آن كسى كه مر شما را پند گويد رايگان * ( محترم داريد آن مرد نكو را در ميان ) بشنويد آن پند را از راه عقل و گوش جان * بهر خود محفوظ داريدش بنام ارمغان پند و اندرز على ( ع ) در ارج بيش از گوهر است * ( ناهيا ) در زندگانى بر سعادت محور است
پايان خطبهء 120
هامش
( 1 ) آوازه و نام نيك ( 2 ) گريه ( 3 ) جدا كردن ( 4 ) حيله كردن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 450 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى