خطبهء 120
از سخنان آن حضرت در صفّين وقتى كه ( چون لشكر شام شكست خورده و آثار فتح و پيروزى در لشكر عراق مشاهده نمودند بر اثر مكر و حيلهء عمر و عاص دست از جنگ كشيده قرآنها بر سر نيزه كرده حكومت حكمين را درخواست نمودند و بيشتر لشكر عراق قبول كردند ولى امام عليه السّلام لشكر عراق را از قبول درخواست نهى فرمود . گفتند اگر درخواست لشكر عمرو ابن عاص را نپذيرى ترا مىكشيم چنان كه عثمان را كشتيم : پس حضرت در اثر اصرار ، بحكميّت تن داده و لشكر را به پذيرفتن آن اجازه داد . مردى از ميان بر خواست و گفت يا على ما را از حكومت حكمين نهى كردى و پس از آن امر فرمودى . نفهميديم كه كدام مقرون بحقيقت است پس امام عليه السلام دست به روى دست زده چنين فرمود :
( 1 ) اين جزاى آن كسى باشد كه حيران مانده است * حزم را گم كرده و يكسر پريشان مانده است
( گفتهء اغيار را بر يار رجحان داده است * قصّهء تحكيم را از قلب ، ايمان داده است )
( بر قبول يك خلافى ناگزيرم كرده است * با چنين انديشهء مبهم حقيرم كرده است )
( 2 ) مىخورم سوگند بر نام خداى دادگر * مر شما را از فريب و گول كردم بر حذر
گر شما را مىكشانيدم به امر معتبر * در نظر وادار مىكردم به امر بىثمر
حال آنكه خير و نيكوئى در آن انباشته * ( كردگار مهربان نقصان از آن برداشته )
آن همانا بود در صفين جنگ بىامان * روى شرطى ، داشت از يك كاميابى ارمغان
گر شما را بود صبر و استقامت در عمل * بود عروس افتخار و سرفرازى در بغل
مىشدم آنگه شما را رهنما و رهنمون * راست مىكردم كجىها را برون و اندرون
گر ز امرم مىنموديد اختيارا امتناع * زجر مىكردم شما را از طريق انتزاع