پس زمام كار را در دست داريد استوار * در رويّهء مطمئن باشيد و محكم ، روى كار
طى كنيد اندر طريقت راه خود را بر جهاد * پس فرود آريد دندان روى دندان در جهاد
( گر مقاوم بوده باشيد و صبور و بردبار * خصم را مىآوريد آنك دمار روزگار )
( 6 ) هرگز بفرياد معاويه و عمرو عاص كه شما را بوسيلهء قرآن گول مىزنند التفات نكنيد ، تا خوار و ذليل گردند
آنكه فريادش بلند آيد ز فرط اضطرار * دشمن بيچاره باشد رفته از دست اقتدار
( بر معاويّه نداريد التفاتى هيچوقت * بر حذر باشيد از نيرنگ عمرو تيره بخت )
گر شما را دعوتش باشد قبول و مستجاب * در پى او مستدام آيد ضلالت با عتاب
ليك گر بر آن نباشد هيچ بذل اعتناء * مىشود همواره در بند مذلّت مبتلاء
( 7 ) ( بر شما امّا نشد اندرزهايم سودمند * چون شما را ديدمى بر امر ايشان پايبند )
مىخورم سوگند بر ذات خداى لا يزال * آن خدائى كه جلال او نگنجد بر مقال
امتناعم بود گر در كار عمرو و اشترى ( حكمين ) * واجبى بر من نمىشد در مقام رهبرى
جرم ترك آن نمىگرديد بر من بار دوش * ( چون خلاف حق نمىكردم تلاش و جهد و كوش )
مىنمودم گر بدان اقدام والّهى قسم * بود در حقّم سزاوار آن مقام محترم
وحى يزدان مصحف معبود سبحان با من است * بايد از من پيروى گردد چو قرآن با من است
از همان روزيكه من با آن مصاحب بودهام * جان خود را در پناه آن كتاب آسودهام
( زانگهى كه بودهام ، با آن انيس و آشنا * طىّ اين عمرم نگشتم لحظهاى از آن جدا )
( قصّهء تحكيم « 1 » را در من ندارد احترام * اعتقادم طبق قرآن است واجب يا حرام )
فلقد كنّا مع رسول اللّه ( ص ) . . . ( پس امام عليه السلام ايمان و ثبات قدم نيكان
هامش
( 1 ) حكميّت