تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
اين روش بين شما و من نكوتر بود و بس * ليك با يارى و همراهى و امداد چه كس ؟ ( 3 ) من همى خواهم بهمراهى و امداد شما * خويش را از درد سخت و مهلكى سازم رها حال آنكه درد من هستيد و بميارى من * باعث زخم دل و سقم « 1 » و تن آزارى من درد من تنهائى است و قلّت « 2 » درد آشنا * دارويش تحصيل پيروزيست بهر دين ما چون كسى باشم كه او ( سوداى خامى پرورد ) * خار را با خار از پايش برون مىآورد حال آنكه او همى داند كه فعل و ميل خار * در گرايش رويهم با خار باشد سازگار
( و اين يك مثل عربى است ( لا تنقش الشّوكة بالشّوكة فانّ ضلعها معها ) يعنى خار را بوسيلهء خار بيرون نياور زيرا هميشه ميل خار با خار است ) و استعمال آن در موقعى باشد كه شخص كمك و يارى از كسى مىخواهد كه رغبت و ميل او با دشمن است : اللّهم قد ملّت اطبّاء هذا الدّاء الدّوى : على عليه السلام از ياران صميمى ياد كرده و ايشان را بعنوان طبيبان اين درد بىدرمان معرّفى مىفرمايد و حسرت آنها را مىخورد .
( 4 ) بارالها ( آگهى از آنچه داريم اندرون * زانكه آگاهى ز وضع آسمان نيلگون ) آن طبيبانيكه بر اين درد ، درمان كرده‌اند * جمله از اين دار فانى رخت بر جان كرده‌اند و آن عزيزانى كه آب از چاه بيرون مىكشيد * كسب كردند هر يكى بر خويش عنوان شهيد ( ديگر امّيد هدايت نيست بر اين قوم ما * پس علاج و حلّ مشكل با تو باشد اى خدا )
باز از كسانى كه صميمانه به اسلام جانفشانى كرده‌اند و عامل دستورات قرآن و دين اسلام بوده‌اند ياد مىفرمايد :
( 5 ) در كجا ( هستند آن ياران پاك و متّقى * از ره اسلام و ايمان بر حقائق متكى )
هامش
( 1 ) ناخوشى ( 2 ) كمى و كمبودى