دعوت اسلام را از جان تقبّل داشتند * حكم قرآن را بخواندند و به اوج افراشتند
متن مصحف را پذيرفتند و محكم ساختند * ( طبق آيات الهى بر عمل پرداختند )
آن زمانكه دعوتى ميشد ز ايشان بر جهاد * بر عزيمت شوقشان مىيافت هر دم ازدياد
بر قتال و جنگ بودند آنچنان دلباخته * كاشتران ماده بهر زادگان دلباخته
( آن زمانكه مىنمايد ساربان از هم جدا ) * در بهنگام ضرورت ، در زمان اقتضاء )
در اين قسمت مولا طىّ اطابه « 1 » اى خصوصيّات شهداء بدر و احد و موته را در رابطه با مطالب فوق بيان مىفرمايد
مىكشيدند اجترائا تيغها را از غلاف * صف بصف بودند آنها دسته دسته در مصاف
دشمنان را داشتند از راه سطوت در حصار * چيره بودند و مسلّط بر حريف كارزار
رايگان حاصل نشد اين سرفرازى بهر ما * چونكه بعضىها به خاك افتاد و بعضىها ( نجا ) « 2 »
( جمله از آنان كه در ميدان به خاك و خون فتاد * مرد جنگآور عبيده در مصاف بدر باد )
( در احد مرد شجاعت پيشه همچون حمزه بود * جعفر طيّار در موته بروحش صد درود )
( وانكه از صد جنگ و صد ميدان سلامت برد جان * بود على سردار خيبر صد تحيّت « 3 » بر روان )
( سورهء احزاب در اين باب دارد آيهاى * در تأسّى « 4 » بر پيمبر افتخار و مايهاى « 5 »
لا يبشّرون بالاحياء و لا يعزّون عن الموتى . . . از بقاء زندهها در جنگ شاد نمىشدند و از مرگ كشتهها تسليت نمىخواستند ) در اينجا امام عليه السّلام در رابطه با ياران گرانقدر كه جان خود را وقف راه خدا و جهاد با دشمنان كرده بودند تقدير نموده و خدمات بىشائبهء آنان را بياران فعلى گوشزد ، و چنين فرمود .
هامش
( 1 ) نيك گفتن
( 2 ) رهاوى يافت
( 3 ) درود
( 4 ) الگو
( 5 ) من المومنين رجال صدقوا