( 18 ) باز كرد آنگه ميان آسمانهاى بلند * كرد مملوّ از ملكهاى عزيز و ارجمند
( 19 ) قسم اوّل تودهاى هستند دائم در سجود * با ركوع ، كارى ندارند و همانا با قعود
بعض ديگر در ركوع هستند و برپا نيستند * در عبادت روزگارى همچنان مىايستند
بعض ايشان در صفوف حمد و ذكرند اندرون * در تعبّد بر نگردند از مكان خود برون
تودهاى تسبيح گويانند او را مستدام * خستگى در خود نمىدانند در اين اهتمام
چشمشانرا مىنپوشاند غشاء « 1 » خواب نوش * ره نيابد اشتباه و سهو ، اندر عقل و هوش
نيست ايشان را در آن اقدام ، سستى و فتور * غفلت نسيان از آن پاكان هزاران سال دور
در اين فصل ، از ملائك و فرشتگانى كه امناء وحى الهى و ترجمانان و زبان گوياى آنان مىباشند بحث مىكند :
( 20 ) قسم دوّم دستهاى هستند امين وحى او * انبياء را ترجمانان و زبان گفتگو
مجرى احكام اويند و مطيع امر او * ( بر سماوات اعتبار و بر خلائق آبرو )
( 21 ) قسم سوّم دستهايكه حافظ هر امّتاند * يا كه بوابّان كلّ باغهاى جنّتاند
( 22 ) قوم چارم گامهاشان ، در فرودين ثراست * ليك گردنهاى ايشان در فرازين سماست
قسمى از اعضاى ايشان رفته بيرون از جهان * دوششان همسطح عرش كردگار لا مكان
( با چنين شأنى كه ايزد بهر ايشان داده است ) * چشمشان از هيبت و شأنش به زير افتاده است
ناكسة دونه ابصارهم ( چشمان فرشتگان از عظمت انوار الهى به زير افتاده است ) .
عظمت و هيبت خداوند در ديدگاه ملائك ، و خشوع ايشان در برابر عرش ، و سير و سلوك شان در سبيل معارف .
هامش
( 1 ) غشاء پرده