( در حقيقت آن همانا بهر آدم سجده بود * پيش او ضمن گراميداشت با هم سجده بود )
( گر بخوانى سورهء صاد آيهء هفتاد و يك * ماجرا در متن آن مرقوم گشته يك بيك )
فرمان لا يتغيّر بارى سبحان بر ملائك ، جهت سجده در پيشگاه آدم عليه السّلام
( 29 ) بر ملائك صادر آمد امر و حكم كردگار * تا بآدم سرفرود آرند جمله سجدهوار
جملگى بر سجده افتادند روى اختيار * غير از ابليس خلاف انديش و ناپرهيزگار
كسوت نخوت بتن پوشيد و بر خود ناز كرد * ( راه شقوت باز كرد و اعتلاء آغاز كرد )
اينكه او از آتش و همچون چراغ روشن است * ليك آدم خلقى از صلصال و خاك اوهن است
( پيش آدم خلعتى پوشيد بر تن از غرور * ادّعايش را رسانيد از طريقى بر ظهور
گفت من از آتشم امّا وى از خاك سياه * سجدهء آتش به خاك تيره باشد اشتباه )
با مذلّت رانده شد ، از بارگاه ايزدى * از حريم كبريائى و نعيم سرمدى
گفت يا رب مهلتم ده تا وقوع يبعثون * جايگاهى كه در آن مخلوق عالم اندرون
سورهء صاد آيهء هفتاد و نه را خواندهايم * در خصوص منطق او مات و حيران ماندهايم
( 30 ) مهلتش داد از طريق امتحان و روى حق * تا شود بر خشم و سخط كردگارى مستحق
آل عمران سورهء سه يكصد و هفتاد هشت * قصّهء شيطان بوجه عبرت افزا در گذشت
ثمّ اسكن سبحانه آدم دارا ارغد فيها عيشته . . .
در پى مخالفت ابليس بفرمان مطاع خداوند عالم و عدم رغبت او بتعليم فرشتگان و سجده بآدم ، خداوند امكان حيات آنحضرت را در بهشت آسان فرموده و اسكانش را در آن جايگاه ميسّر ساخت .
( 31 ) در تعصّى « 1 » پيش رفت ابليس دون و نابكار * آنچنانكه امر حق را زير پا كرد آشكار
هامش
( 1 ) تعصّى عصيان