( شد مر آن را از خداوند جهان و جان خطاب ) * تا شود مأمور تحريك و تكان و حمل آب
پاى مأمووريّتش را در اطاعت سخت بست * مبداء تكوين آن در نقطههاى دور دست
كار آن ، امواج دريا را بلند انگيختن * آبها را با تكان دادن بهم آميختن
( 15 ) ( دادهاند آن را به اين امر و وظيفه انتساب ) * تا كه جنباند تمام آب را چون مشك آب
با وزيدن آبها را زير و رو كرد آنچنان * تا كه آمد روى آن بر قعر و قعرش روى آن
بخش انبوهى از آن آب معلّق در فضا * ( رفت بالا زان فراتر ، طىّ حكمى از خدا )
بخش ديگر كه تراكم داشت و درهم جمع بود * در پى دوران سخت اضطرارى كف نمود
فرفعه فى هواء منفتق و جوّ منفهق . . .
بعد از آنكه بخش انبوهى از آن آب بالا رفت و بخشى ديگر كه جمع و متراكم بود كف نمود خداوند متعال آن كفها را در ابعاد بسيار وسيعى در فضا بالا برد و بقدرت كاملهء خود هفت آسمانرا ابداع فرمود .
( 16 ) قادر حىّ توانا مبدع ارض و سماء * برد بالا آن همه انبوه كف را در فضاء
جمع زد در جاى خالى از فضاى بيكران * تا كه ابداع كرد زان كف هيأت هفت آسمان
زير آن هفت آسمان موجى نموده برقرار * تا نگاهش دارد از ريزش ، بنحو استوار
فوق آن سقفيست محفوظ و بلند و بيستون * فاقد ميخ و طناب است از برون و اندرون
( 17 ) آسمانرا با كواكب زيب و زينت داد خوش * از ثواقب « 1 » آلت نور و ضياء بنهاد خوش
آنزمان كه سقف مرفوع سماء را برفراشت * آفتاب و ماه را در آن به خدمت برگماشت
حال آنكه جمله از آن سپهر دائرند * ( با كمال سازگارى روى سقف سائرند « 2 » )
در اين فصل از خطبه ، موضوع بحث ، فرشتگان الهى هستند كه در سماوات العلى بدون خستگى و غفلت ، قامت اطاعت در ركوع دارند و پيشانى عبادت در سجود .
هامش
( 1 ) ثواقب نور افكنها
( 2 ) سائر سير كننده