ثمّ انشأ سبحانه فتق الاجواء و شقّ الارجا . . . .
خداوند جوّهاى لا يتناهى را شكافت . پس آن گاه كه به تفحّص پرداختى و انديشهء خود را به كار انداختى و خداوند عالم را بصفات عاليهء مذكوره بشناختى و اجمالا بكيفيّت ايجاد عوالم و وضعيّت تشكيل آفاق پى بردى ، بدان كه حقتعالى با قدرت كاملهء خود قاطبهء اصناف و ازواج را آفريده است .
( 12 ) گر تو لختى نفس خود را بر تفحّص « 1 » داشتى * قاهرانه بر هواى نفس خود پرخاشتى
صادقانه در دل اندر ، بذر ايمان كاشتى * در قبول كردگار خود قدم برداشتى
آن زمان آگاه ميبودى كه ربّ ذو الجلال * آفريده كلّ اشياء را بنحو ايدهآل
روى قدرت جوّهاى بينهايت را شكافت * همچنان بر راهها و گوشههايش سلطه يافت
قسمت بالاى اجواء « 2 » ، جاى خالى آفريد * وسعت آن را زهر سو بىنهايت گستريد
پس در آن جارى نمود آبى كه موجش بيش بود * آن چنان آبى كه دور از عقل دورانديش بود
( 13 ) آب را بر پشت باد تند عاصف برنشاند * بر اساس مصلحت آن را بهر سو بركشاند
بعد ، فرمان داد ربّ العرش روى عدل و داد * تا نگه دارد تمام آبها را تند باد
باد را در مرز آب پر تلاطم بازداشت * امر و حكم استوارى را به آن احراز داشت
در حقيقت قسمت تحتانى آن تند باد * بود مشحون « 3 » با هواى خالى و بازو گشاد
آبها از قسمت فوقانى آن ريخته * ( صوت باد و جنبش آن در بهم آميخته )
در اين فصل ، بحث از باد ديگريست كه خداوند عالم ورزيدن آن را تند و محلّ وزيدن آن را غير ثابت و عقيم نموده و آن را مخصوص تحريك آب قرار داده است .
( 14 ) تند باد ديگرى آورد آنگه بر وجود * ( همچو باد قبلى ، آن هم پر خروش و تند بود )
هامش
( 1 ) تفحصّ جستجو كردن
( 2 ) اجواء جمع جوّ
( 3 ) محشون آكنده