تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
( 5 ) پس كسى كه عقل حاضر بهر او سودى نداد * عقل غائب درد او را هيچ بهبودى نداد
اگر با بيان ساده و با عبارت واضح بگوئيم مطلب چنين مىشود .
( هر كه امروز از تلاش و كار باشد مانده‌تر * روز فردا هست ، از انجام آن صد مانده‌تر ) ( ديگر اميّد صلاح و خير دراو كم بود * در نتيجه زندگى بر او و بال و غم بود ) ( پس اطاعت از خداوند و هدات « 1 » راه حقّ * در حقيقت بر همه شايسته‌تر باد و احقّ ) ( گر شما را اين اطاعت نيست ممكن از هدات ) * ( و اتّقوا نارا ) كه مشهود است در آن اين صفات حرّ آن خيلى شديد و قعر آن خيلى بعيد * زينت آن از حديد و شربت آن از صديد « 2 »
پس شما آگاه باشيد و تقواى الهى پيشه كنيد و توجّه خود را از دنيا به آخرت معطوف داريد زيرا
آدمى را در جهان نام نكوى ماندگار * بهتر از مالى كه از او ارث ماند يادگار نيكنامى ناهيا بهتر زمال بيكران * كاز يكى ماند كه ورّاثش نگويد شكر آن سعدى گويد نام نيكو گر بماند ز آدمى * به كزو ماند سراى زرنگار
پايان خطبهء 119
هامش
( 1 ) هادىها ( 2 ) زرداب
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 446 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى