خطبهء 119
در مدح و منقبت خود و ائمّه عليهم السّلام و دستور به اطاعت و پيروى مردم ز ايشان و ترغيب به عمل صالح ، و يادآورى سختى عذاب روز رستاخيز .
( 1 ) باد سوگند آن ( خدائى را كه هستى آفريد * از ستاره تا ملائك ، از ملخ تا برگ بيد )
طرز تبلغ رسالتها و اتمام عدات « 1 » * ياد دارم از پيمبر ( ص ) آبروى كائنات
از تفاسير و معانى آنچه دارد دين حقّ * در گشايش سينهء من باد آن را مستحقّ
( 2 ) گنج علم و معرفت ، ابواب حكمت پيش ماست * چشمهء دانش ، مصابيح سعادت پيش ماست
راه روشن ، رهبرى مربوط بر ما اهلبيت * فوز « 2 » و فيض هر دو عالم هست در ما اهلبيت
( در نجات از انحراف و هرج و مرج و كجروى * لازم است از ما نمودن صادقانه پيروى )
( 3 ) در اينجا امام عليه السّلام افكار و انديشههاى عموم را جهت شناخت واقعيّتهاى دين خدا كه واحد و يكنواخت است بانگ بيدارى زده و آنها را متوجّه حقائق نموده و مىفرمايد .
دين و احكام و قوانين خداى لم يزل * واحد است و نيست تغييرى برايش در عمل
( آنچه پيغمبر بيان كرده همان باشد كه من * مر شما را مىكنم تكرار ، در اين انجمن )
راه آن محكمتر آيد در سبق از هر رهى * هر كه آن را اخذ دارد فارغ است از گمراهى
هر كه در آن ره ، قدم برداشت بر حق ملحق است * وانكه خود را دور از آن پنداشت بيرون از حق است
( 4 ) پس عمل بايد نمودن بهر روز رستخيز * بهر آن روزيكه مردم را كنند از هم تميز
بهر روزيكه در آن تبلى السّرائر قائم است * بهر هر كس يارى و امداد باصر لازم است
هامش
( 1 ) جمع عده يعنى وعدهها
( 2 ) كاميابى