خطبهء 117 از سخنان آنحضرت ( پس از فراغت از جنگ جمل در مدح اصحاب خود )
فرموده و خواسته از شايستگى خواصّ خود در رابطه با نصرت بحقّ و سلحشورى در ميادين نبرد و حفظ اسرار نظامى تقدير نمايد .
( 1 ) در حقيقت حقّ را پابند و يار و ياوريد * بر سر دشمن شرر ، دين خدا را زيوريد
بهر دين خود برادر ، روز سختى را سپر * ( ارگانيسم « 1 » ركن لشكر ، حاميان معتبر )
زبدهء اصحاب راز هستيد بر من هر زمان * بهر اسرار نظامى ، نى پليدان ، اين و آن
( 2 ) مدبران « 2 » را مىزدم شمشير برّان تيغ تيز * با هماهنگى و امداد شماها در ستيز
مقبلانرا « 3 » ميكشيدم سوى ايمان سوى دين * با شما خواهان حق ، مهر لياقت در جبين
پس مرا يارى نمائيد ، آنچه گويم بشنويد * ( پندهاى من شما را مىنمايد مستفيد )
پندهائيكه بدان انديشهء بد ره نيافت * از فساد و نادرستى ريشهء بد ره نيافت
( 3 ) مىخورم سوگند بر ذات خداى مهربان * آن كسى كه آفريده اين زمين و آسمان
( ان انا الّا لاولى النّاس ) امام و رهبرم * جمله را در علم و عرفان و ديانت برترم
( ناهيا ) مولا على ( ع ) از درج گوهر « 4 » درفكند * بىسعادت آنكه نشنيد از حسادت پند چند
پايان خطبهء 117
هامش
( 1 ) كالبد و اندام
( 2 ) پشت كنندگان
( 3 ) روى آوردندگان
( 4 ) درج گوهر صندوق گوهر يعنى دهان