خطبهء 116 از سخنان آن حضرت ( كه اصحاب خود را مذمّت مىفرمايد ) ( شما بمنتهى درجه بخيل ، ممسك هستيد )
( 1 ) ( اى بسا هستيد ممسك پايبندان در هوس * مال مردم را نمىخواهيد هرگز بازپس )
زين جهت مالى كه مخصوص فقيران است و بس * از شما و اصل نمىگردد بدست هيچ كس
( سست و بيحاليد و مفتون ، در وظيفه بر جهاد * همچنان جنبش نداريد و تكاپو در جهاد )
جان دشمن را نمىسازيد آنسان بر خطر * ( ترسناك هستيد از شمشيرهاى پر شرر )
( 2 ) دين حق كرده شما را در ميان بندگان * از جهات ارزش شخصى گرامى بودهگان
وه : نمىدانيد ايزد را گرامى در مقام * چون شما را امر و نهى او ندارد احترام
( 3 ) پس بگيريد عبرت از آنان كه قبلا رفتهاند * ( زير صد خروار خاك سرد مقبر خفتهاند )
از جدائى بين اخوان عزيز و دوستان * ( از فراق جمع خويشان و خزان بوستان )
اينك اندر منزل آنان سكونت كردهايد * ( مالشان را طبق قانون وراثت ، بردهايد )
راجع به اين سخن حق و مسئلهء سكونت در سورهء 14 يعنى ابراهيم آيهء 45 را بدقّت تلاوت فرمائيد .
وَ سَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ . . .
( پس شما را هم خزان باغ و گلشن ميرسد * فصل سرد زندگانى ، ماه بهمن مىرسد )
( ناهيا ) از سرگذشت ديگرانت عبرت است * توبه كن ورنه محلّ اضطرار و حسرت است
پايان خطبهء 116