تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
آنها بيناتر باشد
( 15 ) اين جهان با اينكه بر آنها نكرده اعتناء * بلكه آنها را نموده بر مصائب مبتلاء پايه و بنياد آنها را ز هستى پاك كرد * صفحهء سيمايشان را بر زمين و خاك كرد تا كه ماليده جبين و رويشان را بوتراب * بس لگد كوبش نموده زير سمّ اضطراب ياريش اين بود كو بر ساكنانش تاخته * روى آنها از ملاحم ضربه وارد ساخته ( 16 ) آشنا گشتيد با تغيير وضع اين جهان * با كسانى كه به آن دلبسته گشتند آن زمان بر گزيدندش براى خويش روى اعتماد * ( ليك در اين رهگذر ماندند آخر نامراد ) تا از آن مهجور گرديدند جمله تا ابد * ( بطن گور هرگز نخواهد داشت ديگر مسترد ) ( 17 ) داد آيا بهر ايشان زاد و توشى جز سغب « 1 » * تنگنائى چون مخد ، تاريكدانى همچو شب ؟ يا تدارك ديد آيا بهر آنان چاره‌اى * جز پشيمانى كه دنبالش مصائب پاره‌اى ( 18 ) ( پس چنين دنيا كه در آن نيست خير و اعتبار ) * از چه رو و با چه عنوان مىنمائيد اختيار ؟ دل به آن بستيد و ديده با كدامين امتياز * ( ليك با تقوا همى گشتيد از آن بىنياز )
پس دنيا بدترين سرائى باشد براى كسى كه به آن بدگمان نيست و در اقامت در آن از خطرش احساس خوف و ترس نمىكند .
( 19 ) آن كسى كه در اقامت نيست بر آن بدگمان * بد سرائى باد بر آن تيره‌بخت و بدمكان و انكه خود را در امان دانست در آن از خطر * ( مرگ غافلگير در خاكش نمايد مستتر ) ( 20 ) پس بدانيد آنچه مىدانيد و گويم آشكار * ( عقلها را رهنمون سازيد و باشيد هوشيار ) ظاعنان « 2 » اين جهان هستيد و پيك راه مرگ * ( تارك آنيد همچون از درخت بيد ، برگ ) پند گيريد از كسانى كه بگفتند اين مقال * كيستند از ما فراتر در توان و در منال ؟ جملگى را وارثان ؛ بردند سوى گورشان * ( آن زمانكه رفته بود از تن روان و زورشان ) تا به آنان مركب چوبى نمودند انتخاب * نيست در معناى آن مفهوم راكب يا ركاب
هامش
( 1 ) گرسنگى ( 2 ) كوچ كننده