خطبهء 110 از سخنان آن حضرت عليه السّلام در مذّمت دنيا و دورى از آن
( 1 ) در قبال حمد يزدان و درود مصطفى ( ص ) * بر حذر دارم شما را از جهان بىوفا
آن جهانيكه بسى شيرينتر آيد در مذاق * ( بهر دنيا دوستان و بهر اهل افتراق )
آن جهانى كه به ظاهر سبز و خرّم باد بس * در نگاه مردم دنياپرست و بوالهوس
آنكه محفوف « 1 » است با اميال زشت و باطله * ( وانكه مقرون است با آمال خشك و عاطله « 2 » )
آن كه اظهار محبّت مىنمايد بىدليل * ( بر شگفتى مىكشد جويندگان را در سبيل )
خويش را با آرزوهاى دراز آراسته * ( عقل نادان را بدين منوال از او كاسته )
( 2 ) شادى آن مىنباشد مستدام و پايدار * ايمنى هرگز نبايد داشت از آن انتظار
آنكه غرّار « 3 » است و ضرّار « 4 » و دنى و گول زن * ( مىفريبد اهل خود را آن عجوزه ، پيرزن )
مىدهد تغيير در احوال هر كس هر زمان * ( مىكند گاهى غنى را يك فقير ناتوان )
گاه سالم را مبدّل مىنمايد بر سقيم * ( گاه فرزندى به دنيا مىكشاند از عقيم )
( 3 ) پس چنين دنيا كه وضعش روشن است و بر ملا * نوبهار زندگى را هم رساند انتهاء
آرزوى اهل رغبت كه به ظاهر چون گل است * ( بهر خشكانيدن اين گل يگانه عامل است )
دليل اين فرمايش مولا در سورهء كهف آيهء 45
كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ . . .
يعنى مثل دنيا مانند گياه زمين كه بآبى كه از آسمان فرستاديم آميخته شد ، پس روز ديگر آن گياه خشك گرديد بقسمى كه بادها آن را پراكنده ساخت .
هامش
( 1 ) پيچيده
( 2 ) مهمل
( 3 ) فريبنده
( 4 ) زيان رساننده