( 26 ) اهل طاعت را كشاند بر جوار رحمتش * غرق الطافش نمايد در حريم نعمتش
جنت عظمى كند بذل و سرير سلطنت * مىكند غرق كمالات و غريق مغفرت
جنتى كه داخلين باشند در آن ماندگار * ( كهنگى بر آن نمى بخشد گذشت روزگار )
غم به ايشان رو نيآرد جاودانه زنده اند * ( بر حرير و تاج و ديهيم شرف بالنده اند
دل زترس و خوف و بيمارى و ذلت كنده اند * از غم تغيير حال و ابتلاء آسوده اند
از خطرها بى غمند و از سفرها ايمنند * ( از غبار و زنگ تهمت ها منزه دامنند )
و اما المعصية فانزلهم شر دار . . . اهل معصيت در پست ترين خانه جاى دهند . و اما نگرشى از ديدگاه عبرت به دورنماى وحشت انگيز اهل معصيت كه چگونه كيفر مى شوند .
( 27 ) ليك اهل معصيت را زشت باشد جايگاه * ( وانگهى باشند در روز قيامت روسياه )
دست آنها را به گردن سخت بندد دست حق * ( بر عقوبتها همى باشند ايشان مستحق )
موى پيشانى قرين پاى ايشان مى كنند * بهرشان پيراهنى در تن زقطران مى كنند
( 28 ) ماندگارانند ايشان در غذابى جانگداز * اندرون خانه اى كه يا بى از آن نيست باز
در دل نازى كه غوغائيست در آن از صدا * ميكشد با صوت دردآور زبانه بر هوا
مگدازد جان و تن را با صدائى هولناك * ( دمبدم ، هر لحظه افزون مى نمايد بر هلاك )
( 29 ) ساكنش را نيست ممكن باب و راهى بر فراز * بر نجات او نمى باشد اميد و انتظار
از سير آن قبول فديه باشد بس محال * برگسست بندهايش نيست راه احتمال
مدتى بر آن نباشد تا بيابد انتهاء * ساكن آن را نزيبد جاى امن و ملتجا
( اى خدا بر تو از آن آتش پناه آورده ايم * ما مسلمانيم و مولا را گواه آورده ايم )
( رحمت تو سبقت آورده بخشمت از ازل * بازكردى روى ما ابواب رحمت از ازل )
اين قسمت از همان خطبه است ( در وصف پيغمبر اكرم ( ص ) و اوليا و اوصياء آن